در سامان گرفتن این نوشته، افزون بریاری و همراهی بی دریغ، از توجه
و حوصله فراوان جناب آقای فریدون توحیدی مقدم قائم مقام محترم بانک ملی ایران و
جناب آقای دکتر پیمان نوری عضو محترم هیئت مدیره بانک مسکن که از طریق در اختیار
نهادن اطلاعات مربوط نقشی چشمگیر ایفا کردند و همکاریهای ارزنده کارکنان بانکهای
ملی ایران و مسکن برخوردار بودیم. یاریها و همراهیشان چنان دستگیرمان بود که سپاس
گزاردنش آسان نیست.
اما بزرگواران دیگری نیز در این کار به ما یاری دادند، همچون آقای
کاظمی دینان مدیر روابط عمومی بانک ملی و آقای شیرمحمدی رییس کانون بازنشستگان
بانک مسکن که کتاب و عکسهایی دست نیافتنی از مرحوم آموخته را در اختیارمان
گذاشتند. مطلب حاضر را مدیون همه این یاریگرانیم و همراهیشان را ارج می نهیم.
حسابداری در ایران امروز، با تعریفها، مفاهیم و بازتاب عملکرد
گسترده اش، جایگاه مناسبی در نظام مالی و اقتصادی یافته است. بازتاب این امر را می
توان در توجه خاص مدیران به حسابداری و استفاده از اطلاعات مالی در تصمیمگیریها و
سیاستگذاریهای استراتژیک موسسه ها و شرکتهای تحت نظارتشان مشاهده کرد. در سطح کلان
نیز شاهد اعتماد و اتکای نظام مالی کشور به رسیدگیهای حسابرسان، بررسی اسناد و
مدارک فعالیتهای مالی به وسیله آنان و قضاوت نهایی ایشان هستیم که در قالب
گزارشهای حسابرسی منتشر می شود.
بررسی تاریخی تحولات دانش حسابداری نشانگر آن است که جایگاه کنونی
حسابداری و حسابرسی در ایران مرهون تلاش استادان بزرگواری است که متاسفانه یا دیگر
در میان ما نیستند و یا در سن کهنسالی دوران بازنشستگی خود را می گذرانند، گرچه
هنوز از تلاش و تحقیق باز نایستاده اند. فصلنامه حسابرس به منظور بزرگداشت این
استادان و معرفی آنان به نسل کنونی حسابداران بر آن است تا با بضاعت و امکانات خود
در هر شماره به معرفی یکی از آنان بپردازد.
نوشته حاضر یادکرد مرحوم علی اصغر آموخته است که از اولین دانش
آموختگان و استادان پیشکسوت و پیشگام در حرفه ما به شمار می رود. متاسفانه با وجود
تلاشهای ما، تماس با بستگان و نزدیکان ایشان میسر نشد، لذا برای دستیابی به
اطلاعات مستند به دو محل کار و خدمت ایشان در بانک ملی ایران و بانک مسکن که قسمت
عمده سالهای کاری خود را در آنها سپری کرده بودند، مراجعه شد.
علی اصغر آموخته (نام کامل: علی اصغر آموخته) در سال 1284 در
خانواده ای فرهنگی، در فضایی سرشار از عشق و زنده دلی در طبیعت زیبای بندرانزلی
دیده بر جهان گشود. پدرش در وزارت معارف وقت به کار اشتغال داشت. او تحصیلات
ابتدایی خود را در مدرسه هدایت و دوره متوسطه را در مدرسه علمیه تهران گذراند و از
سال 1300 یعنی سن 16 سالگی وارد خدمات دولتی شد. مدت 6 سال در اداره فرهنگ گیلان
مشغول به کار بود و از سال 1306 تا 1315 در بانک شاهنشاهی ایران در تهران به کار
پرداخت. علی اصغر آموخته در این مدت کار حرفه ای را کافی ندانست و همچنان به
مطالعه و گسترش آموخته هایش ادامه می داد. او ضمن آموزش زبان انگلیسی، فرانسه و
روسی، به صورت مکاتبه ای، دانشجوی انجمن بانکداری لندن شد و در زمینه های حسابداری
تجاری، صنعتی، بانکی و اقتصاد ارز خارجی تحصیلات عالی خود را دنبال کرد. سه سال
بعد برایش فرصتی فراهم آمد تا با کار کردن در بانک فلاحتی و صنعتی ایران، وزارت
بازرگانی و شهرداری تهران، خود را برای ورود به اصلی ترین محل کار خویش آماده تر
سازد. علی اصغر آموخته در خرداد ماه سال 1318 به عنوان کارمند با امضای نماینده
مختار، کار خود را در اداره حسابداری کل بانک ملی ایران شروع کرد و این آغاز دوره
ای طولانی، پرکار و موثر بود که سیر آن چنین ادامه یافت:
مهر 1318: رییس اداره دوم اداره حسابداری کل بانک ملی ایران
آذر 1318: انتقال به وزارت دارایی به عنوان رییس اداره کل
حسابداری قسمت اقتصادی
دی 1321: رییس اداره کل حسابداری بانک ملی ایران
مهر 1327: رییس نمایندگی بانک ملی ایران در لندن
تیر 1332: نماینده بانک ملی ایران در کمیسیون ارز (انتقال موقت
به وزارت دارایی(
فروردین 1334: عضویت در هیئت مدیره بانک رهنی
بهمن 1338: پس از 38 سال خدمت دولتی به افتخار بازنشستگی نایل
آمد.
علی اصغر آموخته، آموخته بود و آموزش داد که بقا و اعتبار افراد
حرفه ای مرهون تلاش بی امان و نظم فکری در انسجام بخشیدن به مطالب علمی و تخصصی
است. برخورد او با مسایل حرفه ای این کلام ارزشمند را محقق ساخت که به واقع
“سختکوشی هدیه خداوند است.”
وی طی دوره مسئولیت خویش در سمت ریاست اداره کل حسابداری بانک، دو
یادگار بسیار ارزشمند از خود به جای گذاشت که اکنون نیز در دیده صاحبنظران همچنان
ممتاز و برجسته است. کتابهای علم حسابداری دوره اول و دوره دوم، مشتمل بر معاملات
ارزی و عملیات حسابداری آنها، همراه با فصلی مشروح در تنظیم ترازنامه ها، دوکتابی
است که همچنان ما را با دلسوزی، دقت نظر و عمق بینش مرحوم آموخته آشنا می کند. این
دو کتاب که در سالهای 1324 و 1326 چاپ و منتشر شده، اگر چه به ظاهر برای استفاده
کارکنان بانک نگاشته شده است، اما شاید با نگاهی دیگر مجموعه ای از دانش حسابداری
آن دوران به شمار آید.
فاصله بین چاپ و انتشار دوره اول و دوم کتابهای یادشده نتیجه
ماموریتی آموزشی بود که از طرف بانک و در انگلستان و آمریکا به او محول شد. در این
ماموریت او عملیات بانکهای نوین را در ایروینگ تراست کمپانی، چیس نشنال بانک و
فدرال رزرو از نزدیک مشاهده کرد (1325) و در انجام وظیفه چنان دقت و توجه از خود
بروز داد که ماحصل آن ماموریت وی به عنوان اولین نماینده بانک ملی ایران در کشور
انگلستان در سال 1327، شد. این ماموریت همچنین از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. در
حکم ماموریت ایشان چنین آمده است: "اطمینان دارم در این ماموریت که برای اولین بار
بانک ملی ایران، خود را به وسیله نماینده ای مستقیماً به دنیای خارج معرفی می
نماید، با شایستگی و حس میهن پرستی از عهده انجام وظایف خواهید برآمد."
عضویت در هیئت مدیره بانک رهنی، در زمانی صورت گرفت که آموخته نایب
رییس کمیسیون ارز وزارت دارایی بود و انتخاب وی براساس پیشنهاد رییس بانک رهنی و
موافقت وزارت دارایی و بانک ملی ایران، به عنوان صاحبان سهام آن بانک انجام گرفت.
این مسئولیت نیز تنها ارتقای سمت نبود بلکه دلیلی داشت و آن انجام اصلاحات در
اساسنامه و سایر مقررات بانک و آیین نامه استخدامی آن بود.
بازنشستگی علی اصغر آموخته تنها منحصر به کلماتی بود که در روی کاغذ و به عنوان
حکم اداری در سال 1338، ثبت شد. پس از آن هم وی فعالیتهای آموزشی خود را همچنان با
دقت، جدیت و سختکوشی ادامه داد. چنانکه در سال 1345، به منظور مشورت در امورمالی و
تربیت کادر حسابداری در سازمان تسلیحات ارتش دعوت به کار و ارائه نظر شد.
علی اصغر آموخته در اول فروردین ماه 1358 همزمان با آغاز بهار و
رویش شکوفه ها برشاخه های خفته در سرمای زمستان، عزم دیار باقی کرد، اما طراوت
اشتیاق او به شکوفایی علم و رشته تخصصی و حرفه ایش که سالها با عشق به آن زیست و
خدمت کرد، همچنان باقی است. یاد این سرو آزاد که با نام علی اصغر آموخته در حیطه
کار، علم و دانش حرفه ای چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور رویید و بالید و بر
و باری سرشار نثار دوستان، همکاران و شاگردانش کرد، همچنان زنده، مانا و پایدار
است. روانش شاد.
ویژگیهای فردی علی اصغر آموخته منحصر به فرد است؛ سختکوشی، دقت در
امور، نظم، جدیت، میهن پرستی و وقت شناسی از آن جمله اند. افزون بر این در محیط
کار خود برای افراد صادق و کوشا احترام بسیار قائل بود و بر حرفه ای بودن، به روز
بودن علمی و آگاهی از جدیدترین تغییرات در مسائل حرفه ای تاکید داشت. مناسبات جدی
و سنجیده و در عین حال مهرآمیز او با کارمندان هنوز هم از خاطرات شیرین و پندآموز
کارکنان قدیمی بانک رهنی قدیم (بانک مسکن کنونی) است.
شاید تعجب کنید اما به علت برخی ملاحظات و پیش بینی ها مجبور شدیم از این به بعد دو وبلاگ با محتوای مشابه اما در یکی از سرورهای خارج از کشور یعنی سایت (www.blogger.com ) به آدرس www.pnuacct.blogspot.com ایجاد نماییم . قرار است کم کم به آنجا نقل مکان کنیم . از حالا به اونجا هم سر بزنید !!
چرا هيات استانداردهای حسابداری مالی دارای چارچوب مفهومی است؟
نویسنده:John M.(Neel) Foster and L. Todd Johnson
دکتر جمال رودکی
مقدمه تئوری حسابداری
مجموعهای از فرضیات مبنا، تعاریف، اصول، مفاهیم و نحوه استنتاج آنهاست که
زیربنای تدوین استانداردهای حسابداری توسط مراجع مربوط بوده و شالوده
گزارش اطلاعات حسابداری را تشکیل میدهد. در این راستا تئوری حسابداری،
نوعی چارچوب مفهومی مرجع بهوجود میآورد که مقررات خاص حسابداری براساس
این چارچوب تدوین میشوند. در هر کشوری، هدف از تدوین چارچوب مفهومی،
فراهم آوردن رهنمودی عام و فراگیر در چارچوب ویژگیهای کشور برای وضع و
تجدیدنظر در استانداردهاست بهطوریکه حقوق و منافع استفادهکنندگان،
تهیهکنندگان و حسابرسان گزارشها و صورتهای مالی بهطور متعادل حفظ شود.
چارچوب مفهومی تهیه شده علاوه بر هدایت تدوینکنندگان استانداردهای
حسابداری مربوط به موضوعات مختلف، میتواند مراجع تصمیمگیری، مدیران
واحدهای اقتصادی و اشخاص ذیحق، ذینفع و ذیعلاقه را در قضاوت نسبت به
مسائل حسابداری و استانداردهای تدوینشده یاری دهد. نظر به اهمیت
موضوع، از سالها قبل، مراجع حرفهای حسابداری در برخی از کشورهای پیشرو در
حسابداری، تدوین چارچوب مفهومی را در دستور کار خود قرار دادهاند. یکی از
معروفترین این مراجع، هیئت استانداردهای حسابداری مالی ایالات متحد است.
اقدامات این هیئت میتواند حاوی نکات آموزندهای باشد. این مقاله به
ارائه آرای دو تن از کارشناسان ارشد هیئت استانداردهای حسابداری مالی
میپردازد که موضوعات اساسی قابل طرح درباره چارچوب مفهومی را مورد بحث و
بررسی قرار دادهاند.
چارچوب مفهومی چیست؟ چارچوب
مفهومی مجموعهای از اهداف کلی و مبانی مرتبط با هم است که اهداف کلی و
اهداف خاص گزارشگری مالی را تعیین و مبانی و مفاهیم اصلی رسیدن به این
اهداف را مشخص میکند. این مفاهیم، راهنمایی برای انتخاب رویدادها،
معاملات و شرایطی است که باید درنظر گرفته شود و نیز راهنمایی برای چگونگی
شناخت و اندازهگیری، تلخیص و گزارشگری آنها بهشمار میرود. هیئت
استانداردهای حسابداری مالی تاکنون 7 بیانیه مفهومی صادر کرده است که
موضوعات اساسی زیر را دربر میگیرند:
1- اهداف گزارشگری مالی واحدهای تجاری، 2- ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری، 3- عناصر صورتهای مالی واحدهای تجاری، 4 - اهداف گزارشگری مالی سازمانهای غیرانتفاعی، 5 - شناخت و اندازهگیری در صورتهای مالی واحدهای تجاری، 6 -عناصر صورتهای مالی (که جایگزین بیانیه شماره 3 شده است)، 7- استفاده از جریانهای نقدی و ارزش فعلی در اندازهگیری حسابداری. این
هیئت، اولین بیانیه مفهومی خود را در سال 1978 و آخرین آن را در سال 2000
منتشر کرده است و در شرایط حاضر نیز بیانیه دیگری را در دست تهیه و تدوین
ندارد. همچنین بیانیه مفهومی شماره 6 <عناصر صورتهای مالی> را
جایگزین بیانیه مفهومی شماره 3 <عناصر صورتهای مالی واحدهای تجاری>
کرده است، تا واحدهای غیرانتفاعی را نیز بههمراه واحدهای انتفاعی
دربرگیرد.
تأثیر چارچوب مفهومی بر عملیات حسابداری چیست؟ بیانیههای
مفهومی بهطور مستقیم بر عملیات حسابداری تأثیر ندارند و موجب تغییر در
اصول پذیرفتهشده حسابداری و یا اصلاح، تعدیل یا تفسیر روشهای حسابداری
موجود یا استانداردهای افشای اطلاعات نمیشوند. همچنین این بیانیهها
تغییر در روشهای حسابداری یا افشای اطلاعاتی متضاد با این مفاهیم را ضروری
نمیسازد. بنابراین، چارچوب مفهومی از طریق تأثیر بر تدوین استانداردهای
حسابداری جدید بر عملیات حسابداری تأثیر میگذارد.
چرا چارچوب مفهومی لازم است و چه کسی از آن منتفع میشود؟ استفادهکننده
اصلی چارچوب مفهومی، هیئت استانداردهای حسابداری مالی است زیرا چارچوب
مفهومی، مبانی تدوین استانداردها و نیز مفاهیم مورد نیاز برای حل مسائل
حسابداری و گزارشگری را در اختیار هیئت میگذارد. اعضای هیئت از این
مفاهیم برای تجزیه و تحلیل درست موضوعات و همچنین ارائه توصیههای خود
بهره میبرند. به این ترتیب، این مفاهیم اساس مباحث هیئت را در موضوعات
مطرح شده تشکیل میدهند و اعضای هیئت را در تصمیمگیری در مورد
استانداردهای خاص یاری میکنند. در حقیقت، بحث درباره مفاهیم است که مبانی
تهیه و تدوین استانداردها را فراهم میکند و در نهایت، نتیجهگیری در مورد
هر استاندارد بر اساس چارچوب مفهومی صورت میگیرد. چارچوب مفهومی،
پایهای برای استدلال منطقی جهت انتخاب رویکردهای مختلف در تدوین
استانداردهاست و اگر چه تمام پاسخهای لازم را ارائه نمیدهد اما در محدوده
انتخابهایی که باید صورت گیرد، با حذف موضوعاتی که با آنها تضاد دارد،
محدودههای انتخاب را تنگتر و مشخصتر میکند. چارچوب مفهومی موجب افزایش
کارایی فرایند تدوین استانداردها نیز میشود زیرا با وجود آن، از بحث و
مجادله مجدد در مورد موضوعات اساسی مانند <تعریف دارایی> در زمانهای
متوالی خودداری میشود. بهعلاوه چارچوب مفهومی در افزایش کارایی برقراری
ارتباط درونی و بیرونی نیز نقش دارد و با فراهم کردن مجموعهای از
اصطلاحات و چارچوبی برای ارجاع در مباحث مختلف، تسهیلات زیادی را برای بحث
و بررسی موضوعات تخصصی توسط اعضای هیئت فراهم مینماید. در نتیجه،
ارتباطات بین اعضای هیئت و حامیان آن، بهخصوص افرادیکه مذاکرات و
پیشنهادهای طرحهای اولیه را بررسی میکنند با سهولت بیشتری برقرار میشود.
چارچوب مفهومی همچنین سبب کاهش فشارهای سیاسی در ارائه قضاوتهای حسابداری
میگردد. چارچوب مفهومی راهنمایی برای تدوین استانداردهای حسابداری است
و زمینه را برای تهیه و ارائه اطلاعات مالی و غیرمالی مربوط و در دسترس
بهطور بیطرفانه و بدون جانبداری فراهم میکند. اطلاعات بیطرفانه، اطلاعات
مفیدی برای استفادهکنندگان اطلاعات در مورد سرمایهگذاری و تصمیمگیریهای
اعتباری گرد میآورد و به این ترتیب، زمینه را برای ارتقای منافع عمومی از
طریق تخصیص بهینه منابع فراهم میسازد. چارچوب مفهومی، در ارتقای کارایی
بازار سرمایه و بازارهای دیگر نقش موثری دارد. مراجع تدوین استانداردها
برای کاهش اثر سلیقههای فردی در تصمیمهای استانداردگذاری از چارچوبهای
مفهومی توافقی استفاده میکنند. نبود این چارچوبهای مفهومی توافقی ممکن
است این مشکل را بهوجود آورد که فرایند تدوین استانداردها بر مبانی
کاملاً متفاوتی از آنچه لزوماً بر آن استوار است بنا شده و تصمیمگیری در
آن صرفاً براساس نظرات و سلیقههای فردی اعضای هیئت صورت گیرد. در این
مورد، چارلز تی هورنگرن(Charles T. Horngren) از استادان معروف حسابداری
که دارای سابقه عضویت در هیئت اصول حسابداری، شورای عالی مشورتی
استانداردهای حسابداری مالی و هیئت امنای بنیاد حسابداری مالی است
میگوید: “بهدلیل اینکه حرفه حسابداری کاملاً منسجم نشده است، هر کدام
از ما دست به تدوین چارچوب مفهومی خاصی زدهایم. در این میان، برخی از این
چارچوبها بهنحو مطلوبی تعریفشده و منسجم و برخی دیگر، مبهم و ضعیف ارائه
شدهاند”. او اضافه میکند که: “در هر برهه از زمان، بیشتر ما از
شنیدن اینکه افرادی برای رسیدن به نتایج موردنظر خود از زنجیره پیچیدهای
از دلایل سست بهره میگیرند احساس ناراحتی میکنیم. در حالیکه، شاید بعضی
اوقات، صدای اندیشه خودمان باشد که به گوشمان میرسد. تجربه من بهعنوان
عضو هیئت اصول حسابداری، به من درسهای زیادی آموخته است. یک درس مهم آن
است که بیشتر ما تمایلی طبیعی و زائدالوصف برای فراوری دلایل درباره نتایج
قبلی خودمان داریم که بدون تغییر باقی بماند”. در محیطی که در آن
استانداردگذاری براساس چارچوبهای مفهومی شخصی افراد استانداردگذار صورت
میگیرد، توافق روی موضوعات فقط زمانی صورت میگیرد که تعداد کافی از
چارچوبهای مفهومی با هم انطباق داشته باشند. بههرحال، این توافق نیز موقت
است چون اعضای هیئت نیز به مرور تغییر میکنند و مجموعههای چارچوبهای
مفهومی افراد پیوسته در حال تغییر است. بنابراین اعضای یک هیئت تدوین
استانداردها در مورد موضوعی مشابه یا حتی یکسان ممکن است به نتایج کاملاً
متفاوتی از آنچه قبلاً رسیدهاند دست یابند. زیرا هر گروه از استانداردها
ممکن است با سایر استانداردها یکسان نبوده و تصمیمهای گذشته، گویای
تصمیمهای آینده نباشد. به بیان دیگر، فرایند استانداردگذاری بهصورت
فرایندی کم و بیش لحظهای در میآید. بهعلاوه بدون یک چارچوب مفهومی،
انجام بحثهای منطقی میسر نیست زیرا در اینصورت، برای موضعگیری در مورد
برخورد حسابداری مناسب با یک معامله خاص، تعاریف لازم در اختیار قرار
ندارند. این برخورد حسابداری مناسب از دیدگاه دیگران بهنسبت مطابقت آنها
با مصوبات کمیته رویههای حسابداری انجمن حسابداران رسمی امریکا و نیز
مصوبات هیئت اصول حسابداری بستگی دارد. هیئت استانداردهای حسابداری
مالی تنها استفادهکننده از چارچوب مفهومی نیست. زمانی که اهداف و مفاهیم
برای تعیین جهت و اجزای گزارشگری مالی مورد استفاده قرار میگیرد اعتبار
گزارشهای مالی ارتقای کیفی مییابد. در این شرایط، چارچوب مفهومی به تدوین
استانداردهای مرتبطباهم و دارای انسجام درونی کمک شایانی میکند و
تهیهکنندگان و استفادهکنندگان گزارشهای مالی از گزارشهایی که براساس یک
مجموعه استانداردهای منسجم، تدوین شده و در طول دورهای زمانی و نه در
لحظهای خاص بهوجود آمدهاند، استفاده میکنند. چارچوب مفهومی به
استفادهکنندگان اطلاعات مالی کمک میکند که درک بهتری از اطلاعات مالی و
محدودیت آن پیدا کنند. این چارچوب، چارچوبی قابل رجوع است که برای درک
نتایج از استانداردها بهکار میرود و بهوسیله افرادی که استانداردها را
بهکار میبرند، حسابرسانی که نتایج گزارشهای مالی را آزمون میکنند و
دانشجویان و استادان رشته حسابداری، مورد استفاده قرار میگیرد.
انگیزه هیئت استانداردهای حسابداری مالی برای تدوین چارچوب مفهومی چیست؟ در
حقیقت، انگیزه هیئت استانداردهای حسابداری مالی برای تدوین چارچوب مفهومی
را میتوان از مشاهده تنگناهایی بهدست آورد که سلف آن یعنی هیئت اصول
حسابداری تجربه کرده است. هیئت اصول حسابداری از ابتدای کار خود بر آن بود
تا برای تصمیمات خود مبانی مفهومی تهیه کند. کمیته خاص انجمن حسابداران
رسمی امریکا در سال 1958 در گزارش خود که منجر به تولد هیئت اصول حسابداری
گردید اعلام کرد که هیئت اصول حسابداری باید هم روی مفاهیم و هم روی
استانداردها کار کند تا مفاهیم اساسی معنیداری برای استانداردها فراهم
گردد. در این راستا هیئت اصول حسابداری دو رشته مطالعه در مورد مفروضات و
اصول حسابداری را بهانجام رساند و پس از بررسی این مطالعات، چنین نتیجه
گرفت که توصیههایی که در این زمینه انجام میشود بهطور اساسی با اصول
حسابداری موجود که درحال حاضر موردقبول واقع شده، متفاوت است. با توجه
به مشکلات ناشی از تطابق نداشتن آرای هیئت اصول حسابداری با رهنمودهای
مفهومی موجود، انجمن حسابداران رسمی امریکا در سال 1964، کمیته خاص دیگری
را برای بررسی مجدد برنامه مربوط به تدوین اصول حسابداری تشکیل داد. در
میان توصیههای ارائه شده توسط این کمیته، این توصیه نیز شده بود که هیئت
اصول حسابداری، چارچوبی مفهومی بهعنوان راهنمای تصمیمگیریهای خود ایجاد
کند و در اجرای این توصیه، هیئت اصول حسابداری، بیانیه شماره 4 <مفاهیم
اساسی و اصول حسابداری مرتبط با گزارشهای مالی واحدهای تجاری> را در
سال 1970 منتشر کرد. بههر حال، هیئت اصول حسابداری از ابتدا پذیرفته بود
که بیانیه شماره 4، بیانیهای توصیفی است نه آمرانه و بهجای تأکید بر
آنچه باید باشد، بر آنچه هست و بر حسابداری مالی موجود تأکید میکند.
بنابراین، چون بیانیه شماره 4، گذشتهنگر بود ضرورتاً نمیتوانست راهنمایی
قوی برای هیئتاصول حسابداری در تدوین استانداردها شمرده شود. بعد از
آن بهعلت انتقادات از هیئتاصول حسابداری، انجمن حسابداران رسمی امریکا
دو گروه مطالعاتی، یکی بهریاست فرانسیس ام ویت(Francis M. Wheat) و
دیگری بهریاست رابرت ام تروبلاد(Robert M. Trueblood) را بهمنظور بررسی
فرایند تدوین استانداردهای حسابداری و اهداف گزارشهای مالی تشکیل داد.
براساس توصیههای کمیته تروبلاد، بنیاد حسابداری مالی تشکیل شد و این
بنیاد، هیئت استانداردهای حسابداری مالی را بهوجود آورد. مطالعه دیگری که
سرانجام بهصورت گزارش ویت منتشر شد موضوع تدوین استانداردهای حسابداری
مالی را مورد بحث قرارداد. در سال 1973 زمانیکه هیئت استانداردهای
حسابداری مالی فعالیت خود را آغاز کرد یکی از موضوعاتی که در دستور کار آن
قرار داشت بررسی اهداف گزارشهای مالی بود. این طرح براساس یافتههای گزارش
تروبلاد که تحت عنوان <اهداف گزارشهای مالی> منتشر شده بود
برنامهریزی شد و بر آنچه در گزارش تروبلاد بهعنوان <اولین اصول>
در اهداف گزارشهای مالی مطرح شده بود متمرکز گردید. هیئت استانداردهای
حسابداری مالی کار خود را بر پایه اینکه گزارشهای مالی چه اهدافی باید
داشته باشند قرار داد. این موضوع منجر به ایجاد مبانی اساسی و مناسبی
گردید که براساس آنها چارچوب مفهومی تدوین شد.
دیگران چگونه چارچوب مفهومی خود را تدوین کردهاند؟ بهدنبال
هیئت استانداردهای حسابداری مالی، مراجع تدوین استانداردهای دیگر اقدامات
خود را برای تدوین چارچوب مفهومی آغاز کردند. کمیته استانداردهای
بینالمللی حسابداری که به هیئت استانداردهای بینالمللی حسابداری تبدیل
شده است و کشور کانادا و متعاقب آن کشورهای استرالیا و نیوزلند و در سال
1999 انگلستان، چارچوبهای مفهومی خود را تدوین و ارائه کردند. چارچوب
مفهومی این مراجع تدوین استانداردها نیز مشابه هیئت استانداردهای حسابداری
مالی براساس اهداف پایهای قرار دارد که باید براساس آن گزارشهای مالی،
اطلاعات مورد نیاز سرمایهگذاران و اعتباردهندگان در سرمایهگذاری و
تصمیمات اعتباری را ارائه دهند. چارچوبهای مفهومی تدوینشده توسط مراجع
مختلف در مجموع مشابه یکدیگرند ولی با هم یکسان نیستند.
آینده چارچوب مفهومی چیست؟ هیئت
استانداردهای حسابداری مالی برنامه تجدیدنظر محدودی را در تعریف بدهی
پیشنهاد کرده است و در حالحاضر کار امکانسنجی برای بررسی مجدد بدهیها و
نحوه شناخت آنها را در دستور کار خود قرار داده و تصمیم دارد با دیدگاه
وسیعتری تعهدات و نحوه شناسایی آنها را درنظر بگیرد. نیاز به این موضوع از
طریق طرحهای مطالعاتی که اخیراً صورت گرفته احساس شده است. بررسی
گستردهتر میتواند موضوعات مرتبط شامل شناخت درامد را در برگیرد. افزایش
نگرانیها در مورد این موضوعات ضرورت تجدیدنظر را تشدید کرده است. علاوه
بر این، وجود هیئت استانداردهای بینالمللی حسابداری میتواند منجر به
ارتقای هر چه بیشتر کیفیت چارچوبهای مفهومی شود. این هیئت، بهعنوان بخشی
از فعالیتهای خود در پی افزایش هماهنگی استانداردهای حسابداری در سطح
بینالمللی است و در همین راستا مشغول بررسی امکان کاهش تفاوتهای
چارچوبهای مفهومی تدوین شده توسط مراجع حرفهای ملی- نظیر هیئت
استانداردهای حسابداری مالی- است. با این کار، چارچوبهای مفهومی یا حداقل
بخشهایی از آنها مورد توجه مجدد قرار میگیرند. گفتنی است که هیچکدام
از چارچوبهای مفهومی، اعم از چارچوب مفهومی تدوین شده بهوسیله هیئت
استانداردهای حسابداری مالی و یا هیئت استانداردهای بینالمللی حسابداری و
دیگران در حقیقت کامل نیستند. برای نمونه، مواردی که در چارچوب مفهومی
هیئت استانداردهای حسابداری مالی برای ارائه و افشای گزارشهای مالی
پیشبینی شده بود و یا مواردیکه باید در خارج از متن اصلی گزارشهای مالی
افشا میشد در آنها رعایت نشده است. علاوه بر این جنبههای خاصی از چارچوب
مفهومی مانند شناخت و اندازهگیری هنوز ناقص است. از سوی دیگر،
چارچوبهای مفهومی با مشکل دیگری نیز مواجهند. بیشتر بخشهای چارچوبهای
مفهومی هیئت استانداردهای حسابداری مالی در دو دهه پیش تهیه شدهاند. از
آن زمان فعالیتهای تجاری و مالی دستخوش تحولات و تغییرات عمیقی شده و
بهنحو روزافزونی پیچیدهتر گشته است. در نتیجه، بیشتر موضوعات در دنیای
امروز متفاوت و پیچیدهتر از موضوعاتی است که در زمان تدوین چارچوب مفهومی
وجود داشته است. به این دلیل در بعضی از موارد روزامد کردن چارچوب مفهومی
ممکن است هم مطلوب و هم مورد نیاز باشد تا با موضوعات امروز و فردا تطابق
یابد.