
اولين عكس منتشر شده از انوشه انصاري در ايستگاه بينالمللي فضايي
. منبع: آسوشيتد پرس .
 انوشه انصاري با پيراهن زرد خود كاملاً مشخص است. از چپ به راست عبارتند از: . توماس ريتر (Thomas Reiter) از آژانس فضايي اروپا . مايكل لوپز آلگريا (Michael Lopez-Alegria ) از ناسا . ميخائيل تيورين (Mikhall Tyurin) از آژانس فضايي روسيه . جفري ويليامز (Jeffrey Williams ) از ناسا . پاول وينوگرادف (Pavel Vinogradov ) از آژانس فضايي روسيه
. منبع: آسوشيتد پرس . |
 حضار
رسمي و ميهمان در حال تماشا كردن اولين تصاوير ارسالي از انوشه انصاري بر
روي پرده بزرگي در مركز كنترل مأموريتهاي فضايي، واقع در شهر كلرويف،
نزديك مسكو . منبع: آسوشيتد پرس .
|
. منبع : وبلاگ انوشه انصاري .
 انوشه انصاري در ايستگاه بينالمللي فضايي، دو همسفرش نيز در پشت سر او ديده ميشوند
|
|
موضوع : سلامي از جانب پيتر ديامانديس، به فضا خوش آمديد!
انوشه جان سلام،
به خانه خودت، ايستگاه بينالمللي فضايي (ISS)
خوش آمدي! مردم دنيا پرتاب موفقيت آميز تو را به فضا از تلويزيون و
اينترنت تماشا كردند. تو بينظير بودي و در همه حال لبخند ميزدي.
...
دوستدار تو
پيتر
Email انوشه از فضا :
پيتر عزيزم،
تو
در تمام لحظات در ذهن من بودي. من اولين ملاقات با تو را هنوز در خاطر
دارم. ما روبروي هم دور ميزي نشسته بوديم و با هيجان زياد درباره فوايد
جايزه ايكس (X) صحبت ميكرديم. من از تماشاي تو كه با اشتياق فراوان در حال متقاعد كردن من بودي، لذت ميبردم.
تو
در همان دقيقه نخست كالايت را فروخته بودي، اما اشتياق و هيجان تو بسيار
مسري بود و من عليرغم اينكه تصميم خود را گرفته بودم از تو خواستم
داستانت را ادامه دهي. من تنها چند ساعتي است كه به ايستگاه (بينالمللي
فضايي) رسيدهام و واقعاً احساس ميكنم در خانه خودم هستم. من در تمام طول
پرتاب مشغول يادداشت وقايع بودم و به زودي آنها را منتشر خواهم كرد.
پرتاب
خيلي نرم و آرام بود. زمان رسيدن به ايستگاه خيلي طولاني به نظر ميرسيد
ولي ارزش آن را داشت. من نميتوانم چشم از پنجره بردارم. از اينبالا زمين
باشكوه و آرام به نظر ميرسد. از اين بالا قادر به ديدن موضوعات ترسناكي
كه در اخبار ميخواني و يا ميشنوي، نخواهي بود.
زمين
از اين بالا واقعاً زيباست و من ايمان دارم كه اگر همه مردم ميتوانستند
زمين را چنان كه من نظاره ميكنم، ببينند تمام تلاش خود را در جهت حفظ و
بقاي آن به كار ميبردند. من آرزو ميكنم انسانهاي بيشتري قادر به انجام
سفري فضايي و ديدن چنين صحنههاي با شكوه باشند. اما من قبل از همه براي
تو آرزو دارم كه به اين سفر بيايي، چون هيچ كس را لايقتر از تو نميدانم.
با بهترين آرزوهاي فضاييم براي تو
انوشه
انوشه انصاری تنها
6 ساعت قبل از پرواز تاريخي خود به ایستگاه بینالمللی فضایی که در مداری
به ارتفاع تقریبی 400 کیلومتر از سطح متوسط زمین قرار دارد، براي آخرين
بار با خانوادهاش ديدار كرد. اين ديدار كه از پشت يك ديوار شيشهاي صورت
پذيرفت سرشار از ابراز احساسات عميق و گرم انوشه و خانوادهاش بود.م.

بوسه خداحافظي براي پدر حميد، همسر انوشه
به اميد آغوش گرم خانواده تا 10 روز آينده

يك عكس خانوادگي، مادر در سمت راست، حميد همسر انوشه نشسته در وسط،
خواهر سمت چپ و خود انوشه ايستاده در وسط پشت ديوار شيشهاي

خداحافظي گرم با خواهر

انوشه انصاري، با خانواده خود خداحافظي ميكند

وقتي دوباره شما را ببينم دنيا مفهوم ديگري برايم خواهد داشت

فضاپيماي سايوز TMA-9 سوار بر راكت فضايي سايوز به سكوي
پرتابي واقع در پايگاه فضايي بايكنور قزاقستان منتقل ميشود
پيتر نويسندهاي كه در دو سه روز آينده به جاي انوشه انصاري در وبلاگ اولين فضانورد ايراني مطلب خواهد نوشت، در پستي كه دقايقي بعد از پرتاب نوشته است، آورده است:
"پنج
دقيقه از پرتاب گذشته و من ميتوانم انوشه را روي صفحه نمايشگر سالن
ببينم. عجيب است كه تصاوير دريافتي قوي و واضح هستند. انوشه هنوز هم دارد
همان لبخند هميشگي خود را تحويل دوربين ميدهد. مركز كنترل گزارش ميدهد
كه همه چيز عادي است. شتاب وارده بر سيستم نرمال است و ارتعاشات در حداقل
قرار دارد. مرحله دوم موشك سايوز همين حالا كارش را تمام كرد و مرحله سوم
استارت خورد. موتورها عالي كار ميكنند. تنها 7 دقيقه از پرواز گذشته است
و سرعت حدود 22000 كيلومتر بر ساعت است. كپسول سايوز براي اينكه در مدار
قرار گيرد بايد به سرعت 29000 كيلومتر در ساعت دست پيدا كند. لحظات جادويي
به سرعت طي ميشوند. هشت و نيم دقيقه پس از پرتاب: كار مرحله سوم نيز به
پايان رسيد و حالا سايوز TMA-9 به همراه خدمه اردوي چهاردهم به سلامت در مدار هستند.
انوشه
عزيز تبريك ميگويم، تو حالا در فضا هستي و رؤياي تمام عمرت را به حقيقت
تبديل كردي. حالا تو يكي از 500 انساني هستي كه توانستهاند قدم به فضا
بگذارند.
نامه انصاری چند ساعت پیش از پرواز :
چند ساعتی بیشتر تا پرواز من باقی نمانده است.
برایم خیلی سخت است که باور کنم اینجا هستم. حالت گیجی عجیبی دارم...
خیلی
مشکل است که احساساتم را بیان کنم. تلفیق عجیبی از هیجان و تشویش ذهنم را
مشغول کرده است. من بیشتر نگران کسانی هستم که اینجا روی زمین منتظر من میمانند. منظورم خانوادهام است، میدانم که این دوری چقدر برای آنها سخت خواهد بود. میخواهم
اعتراف کنم که اصلاً از این مرحله از سفرم لذت نمیبرم. به شدت مایلم که
این لحظات هرچه سریعتر تمام شود و پرتاب را پشت سر بگذارم. آنوقت لذت بی
انتهای شناور شدن در فضا و احساس خوب بیوزنی ذهن مرا از این آشوب پاک خواهد کرد.
فکر میکنم زمانی که در فضا شناور شوم از تمام این واهمهها، تشویشها و توقعاتآزاد خواهم شد. آنجا فقط من هستم، آزاد و شناور در بیکران فضا...
در حالی که من بیصبرانه منتظر تجربه بیوزنی در مدار هستم، همه چیز در اینجا سنگینتر و سنگینتر میشود. من میتوانم فشار رو به افزایش هوای اطراف را در سینهام احساس کنم، هوا هر لحظه سنگینتر میشود... درست مانند زمانی که در اتاق انتظار پزشکتان منتظر نوبت هستید تا نتیجه یک آزمایش حیاتی برای شما تشریح شود.
همه به من میگفتند که "گِرِگ اُلسن" در روز پروازش بهگونهاي باورنکردنی آرام و مطمئن بوده است. من از او سوال
کردم چگونه توانسته تا این حد آرامش خود را حفظ کند. او پاسخ داد زمانی که
در کپسول سایوز و در صندلیش نشسته بود، اطمینان داشت که پرواز خواهد کرد و
دیگر کسی قادر به متوقف کردن او نخواهد بود. نه پزشکی دیگر، نه آزمایشی مجدد، نه مراسمی اضافه ، همه چیز تمام شده بود و تنها پرواز بود که برایش باقی مانده بود. اما من نمیتوانم برای رسیدن به آن لحظه صبر کنم.
...
...
 وداعي سخت با مادر، آيا ديوار شيشهاي ميتواند گرماي مهربان دست مادر را مانع شود؟
| مجبور شدم چند لحظه ای نوشتن را ترک کنم تا به ملاقات خانواده ام بروم. ما یکدیگر را از پشت دیواری شیشهای دیدم و اولین اتفاقی که افتاد اشکهایی بود که بر روی گونههایمان میغلتیدند. برای همه ما لحظات سختی در حال طی شدن بود. خواهرمآتوسا به شدت با احساساتش میجنگید و سعی داشت نمایشی قوی و شاد از یک خواهر مهربان ارائه دهد، اما اشکها را نمیتوان زندانی کرد. همگی مفصل گریه کردیم و سپس تلاشی خانوادگی شروع شد تا با صحبتهای مختلف و تعریف لطیفههای جذاب به خودمان روحیه بدهیم. این کار واقعاً موثر واقع شد و من احساس میکردم که همگیمان سبکتر شدهایم. من که واقعاً بهتر شدم و همه تشویش و اضطرابی که از صبح میهمان قلبم بود، از بین رفت. من
ایمان دارم که به زودی باز خواهم گشت و همه آنها را در آغوش خواهم گرفت و
همه چیز را درباره سفرم برای آنها تعریف خواهم کرد. برادر همسرم، امیر در
تمام آن مدت مشغول فیلمبرداری بود و حمید، همسرم نیز سعی در هماهنگ کردن گروه داشت و تلاش میکرد ذهنش را از پرواز دور کند. من به چشمانش نگریستم و عشق و تحسین آمیخته به نگرانی را در آنها دیدم. |
من با همه آنها خداحافظی کردم و میدانم که در زمان سوار شدن به راکت، قادر خواهم بود یک بار دیگر اما کوتاه و از دور آنها را ببینم. الان در بایکنور ساعت 7 بعدازظهر است و من باید یک ساعت پیش میخوابیدم. آنها ساعت یک بامداد ما را بیدار خواهند کرد تا برای رفتن به سمت سکوی پرتاب آماده شویم.
من خیلی آرام و خشنود هستم... درست مانند اینکه تمرکز کرده باشم... ایمان دارم که همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت.
در
همين جا از همه شما كه اين روزها را با من گذرانديد تشكر ميكنم و از همه
كساني كه با كلمات محبتآميزشان به من اطمينان و آرامش اعطا كردند نيز
قدرداني مينمايم. من در كل خيلي معاشرتي نيستم و محدوده دوستان من به چند
آدم خيلي نزديك خلاصه ميشود، اما در طول هفتهاي كه گذشت احساس كردم كه
جمع مهربان زيادي اطرافم را گرفته و من افتخار ميكنم اگر همراه من باشيد
تا هر آنچه در اين سفر ده روزه برايم روي ميدهد را برايتان تعريف كنم.
من
از الان تا وقتي كه به ايستگاه بينالمللي فضايي برسم به اينترنت دسترسي
ندارم اما همسرم و پيتر از روي زمين اخبار مربوط به من را گزارش خواهند
كرد.
زندگي طولاني و سرشار از موفقيت براي همه شما دوستان خوبم آرزو ميكنم.
انوشه انصاري، نخستين فضانورد ايراني

اين تصوير كه از روي فيلم پخش شده از داخل كپسول فضايي سايوز گرفته شده است، انوشه را قبل از پرتاب سايوز در حال انتظار نشان ميدهد
|
 انوشه انصاري توسط آناتولي پرمينوف، رئيس آژانس فضايي روسيه به سكوي پرتاب موشك سايوز هدايت ميشود
|
 انوشه
انصاري، توريست فضايي در بالا، مايكل لوپز الگريا، مهندس پرواز در وسط و
ميخائيل تيورين فرمانده ناو در پايين در حال آخرين خداحافظي با
بدرقهكنندگان. لحظاتي ديگر خدمه اردوي چهاردهم سوار بر آسانسور سكوي
پرتاب به مقصد كپسول فضايي كه در بالاي موشك سايوز قرار دارد خواهند شد. ..
|
 اين تصوير كه از روي فيلم پخش شده از داخل كپسول فضايي سايوز گرفته شده است، انوشه را قبل از پرتاب سايوز در حال انتظار نشان ميدهد
|
 پرتابگر فضايي سايوز در لحظه برخاست از سكوي پرتابي در پايگاه فضايي بايكنور، قزاقستان. خداحافظ انوشه .
|
 اين تصوير كه از روي فيلم پخش شده از داخل كپسول فضايي سايوز گرفته شده است، انوشه را لحظاتي پس از پرتاب سايوز نشان ميدهد
|
سلام
به دنيا، من نميدانم اكنون چه كسي اين مطلب را خواهد خواند. شايد تو
دختري جوان باشي كه كنجكاوي بيشتر درباره من بداني، شايد مرد جواني هستي
كه از تصوير من در روزنامهها خوشت آمده و شايد تو هم يكي از آنهايي باشي
كه هميشه رؤياي سفر به فضا را در سر داشتهاند و مشتاقانه ميخواهند
بدانند كه در زمان تحقق اين آرزوي ديرينه، چه احساسي سراغشان خواهد آمد.

من در داخل كپسول فضايي سايوز مشغول تمرينات فضايي
شايد شما درباره جايزه انصاري X چيزهايي شنيدهايد و مايليد بدانيد كه آينده براي من، برنامههايم و جايزه X
چه نقشههايي كشيده است. شايد هم شما يك ايراني هستيد كه ميخواهيد درباره
زني كه در ايران به دنيا آمده و اكنون راهي سفر به فضا است، بيشتر بدانيد
و شايد هم شما به اشتباه اين صفحه را باز كرده باشيد.
در
هر حال، هر كه هستيد و به هر دليلي كه اين مطلب را ميخوانيد، ورودتان را
به وبلاگ خود، خوشآمد ميگويم. اين اولين وبلاگي است كه من در آن
مينويسم. من يك فضانورد خصوصي هستم اما با توجه به اتفاقاتي كه افتاد،
احساس وظيفه كردم كه بايد تجربياتم را با ديگران در ميان بگذارم.
ممكن
است شما هم بدانيد كه من از دوم سپتامبر (11 شهريور 1385) تا كنون در
پايگاه فضايي بايكنور واقع در كشور قزاقستان در قرنطينه قبل از پرواز به
سر ميبرم. شما ميتوانيد با مراجعه به وبسايتهاي شبكه فضايي روسيه و دانشنامه ويكيپديا، اطلاعات زيادي درباره پايگاه فضايي بايكنور به دست آوريد.
من
تعدادي تصوير از اين مكان تهيه كردهام كه ميتواند تصور بهتري براي شما
از جايي كه اكنون در آن به سر ميبرم ايجاد نمايد. پايگاه فضايي بايكنور
همان مكان تاريخي است كه 45 سال پيش يوريگاگارين از آنجا راهي مدار زمين
شد و بدين ترتيب اولين انساني شد كه پا به فضا نهاد. همچنين از همين جا
بود كه در سال 1963 نخستين زن فضانورد دنيا، والنتينا تروشكوا، سفر خود به
فراتر از مرز فضا را آغاز كرد.
از
همان سالهاي نخستين عصر فضا، يك رسم همچنان پابرجا مانده است. طبق اين سنت
60 ساله هر فضانورد پس از بازگشت از فضا يك درخت در اين مكان كاشته است (و
گاهي اوقات كه شانس يار نبوده، درختان توسط همقطاران آنها با اشك و اندوه
بر زمين استوار شده). من هم اميدوارم قادر به كاشت درخت خود باشم. من
تصاويري از درختان گاگارين و تروشكوا را برايتان ارسال كردهام. اينجا
مسيري بسيار طولاني توسط فضانوردان درختكاري شده كه منظرهاي بديع در
صحراي بايكنور ايجاد نموده است.

درخت يوري گاگارين

هر كدام از اين درختان به دست فضانوردي كاشته شده است
موضوع
جالبي كه در مورد پرتابهاي فضايي روسيه قابل ذكر است، تعدد مراسم و سنتهاي
اين كشور در اين مورد ميباشد. هر قدر كه به زمان پرتاب نزديكتر ميشويد،
مراسم بيشتري در انتظار شما خواهد بود. همانطور كه زمان ميگذرد، اطلاعات
من از اين آداب و رسوم افزايش مييابد. اين سنتها و مراسم متنوع و شاد از
اين روزها لحظاتي خاطره انگيز و به ياد ماندني ميسازند. من تصاويري از
مراسم امتحان ابعادي فضانوردان جهت جا شدن در لباس فضايي و بالا بردن
پرچم كشورها در مقابل هتل فضانوردان برايتان ارسال كردهام. اين تصاوير
همچنين در وبسايت اردوي چهارهم ناسا نيز آمده است.
حالا كه شما ميدانيد من كه هستم اجازه بدهيد بگويم چرا اينجا هستم...
در
سالهاي خيلي خيلي گذشته و در جايي خيلي خيلي دور دختركي عادت داشت شبها
چشم به آسمان شهرش، تهران، بدوزد و ستارههاي چشمكزن را با اشتياق تمام
نظاره كند. آن موقعها آسمان چندان آلوده نبود و ميشد اجرام نوراني و
زيباي بيشماري را در آسمان ديد. تابستانها كه خانواده آن دخترك براي خواب
به پشتبام (در متن اصلي بالكون آمده) ميرفتند تا از خنكاي طبيعت بهره
ببرند، دختر قصه ما عميقاً به آسمان اسرار آميز شب مينگريست و از خود
ميپرسيد: "آنجا چه چيزهايي در انتظار ما است؟ آيا آنجا هم كسي از داخل
رختخوابش به آسمان نگاه ميكند؟ آيا ميشود او را دي و با او دوست شد؟
آيا ميتوان روزي در فضاي مرموز و اعجاببراگيز بيرون از زمين طعم رها
بودن را چشيد؟"
تقدير چنين بود كه بشود...
اگر
شما از دخترك قصه ما ميپرسيديد كه "آيا ميخواهي به فضا سفر كني؟" فوراً
با جواب مشتاقانه "بله" روبرو ميشديد و اگر از او ميپرسيديد كه "فكر
ميكني روزي به آرزويت براي پرواز در فضا دست خواهي؟"، اميدوارانه پاسخ
ميداد "حتماً" و امروز آن لحظهاي كه آرزوها تحقق مييابند نزديك شده
است...
من
در ايران به دنيا آمدم و تا سن 16 سالگي نيز آنجا زيستم. سپس به همراه
خانوادهام به ايالات متحده آمريكا هجرت كردم. در آمريكا بود كه من در
رشته مهندسي برق فارغالتحصيل شده و موفق به اخذ درجه ليسانس گرديدم و
خوشبختانه همه چيز محيا بود تا من به سبك رؤيايي آمريكايي زندگي كنم.
اشتباه برداشت نكنيد، راه رسيدن به بايكنور بسيار سخت و پر دستانداز بود.
موانع بسياري را پشت سر گذاشتم و تلاطمهاي زيادي را تحمل كردم تا بتوانم
از بايكنور براي شما مطلب بنويسم. اما نكته مهم اين است كه من رؤياهايم را
فرو نگذاشتم و سرسختانه براي رسيدن به آن تلاش كردم. اميدوارم سفر فضايي
من الگويي باشد براي همه كساني كه آرزويي بزرگ در سر دارند. آرزو ميكنم
رؤياهايتان را رها نكنيد و براي رسيدن به آنها مسيري درست برگزينيد و تا
روزي كه آرزوهايتان محقق شوند تحمل داشته باشيد. من همچنين اميدوارم
همانطور كه خود ميبينم، قادر به نشان دادن فضا و كيهان به شما باشم و
بتوانم اهميت فراوان كشف فضا و دستيابي به آن را براي نوع بشر برايتان
شرح دهم. ما به رؤياپردازان و پژوهشگران جواني احتياج داريم كه به آسمان
خيره شوند و مقدمات زندگي در فضا را ايجاد نمايند.
در
روزهاي آينده تا زماني كه پروازم آغاز شود، احساسات و برداشتهاي خود را
درباره اين سفر برايتان خواهم نوشت. همچنين شما را از پارهاي از جزئيات
سفرم به فضا و مراسم و آداب و سنن قبل از آن آگاه خواهم كرد. من قصد دارم
كه زندگي چند هفته آينده خود را با شما قسمت كنم. شريك من باشيد.
انوشه انصاري
شنبه، 9 سپتامبر 2006 مصادف با 18 شهريور 1385


دوشنبه صبح، انوشه انصاري، اولين زن توريست فضايي جهان، پا به فضا
گذاشت. سفر وي، ديروز جزو خبرهاي اصلي تقريبا شبکه هاي خبري بزرگ جهان بود
و به مراتب، بيش از سفر دو همسفر فضايي ديگرش بازتاب رسانه اي يافت.
وي که سالهاي پيش به آمريکا مهاجرت کرد، درحالي راهي اين سفر هيجان
انگيزشد که بيست ميليون دلار براي آن هزينه کرده است تا بدين ترتيب يکي از
500 انساني باشد که تا کنون به فضا سفر کرده اند. بخشي ازماموريت او در
فضا نصب يک تلکسوپ خواهد بود. او به سي ان ان گفته که اميدوار است سفرش
باعث علاقه مندي زنان به کاوش هاي فضايي باشد. قراربود انوشه علاوه بر
پرچم آمريکا، پرچمي ازايران را نيز بر روي لباس فضاييش حمل کند. اما
مقامات دولت هاي امريکا وروسيه از خواسته اند تا هنگامي که اين سفر هيچ
شائبه سياسي نداشته باشد. انصاري گفته است با اين وجود اويک پرچم ديگر
ايران با خود خواهد برد. او ابتدا برلباس فضايي خود پرچم دوکشور ايران و
امريکا را به عنوان دوکشوري که در زندگي اش تاثيرگذار بوده اند، گذاشته
بود که بعدا با مخالفت مقامات روسيه وآمريکا مجبور شد پرچم ايران را
بردارد. اين درحالي است که وي به تنهاي هزينه سفر را پرداخته ودولت آمريکا
دراين زمينه نقشي نداشته است.
يکي ازمسئولين فضايي گفته است که انوشه تنها توريست فضايي نيست بلکه
توانايي هاي او باعث شده است که او بتواند درضمن سفر به فضا به آزمايشات
علمي نيز بپردازد. روزنامه نيويورک تايمز درگزارشي از سفر وي آورده است:
"او در بالکن خانه خود در مشهد دردوران جواني همواره به ستارگان چشم مي
دوخت... او مي گويد از همان زمان مسحور فضا بوده است."
انوشه انصاري اولين زن توريست فضايي به شمار مي رود. پيش از اين
ليتنانت والنتينا ترشکويا اولين زن فضايي شد که درسال 1963 از مدارزمين
خارج شد. اين سفر دوسال پس ازسفريوري گاگارين به فضا انجام شد. نخستين
توريست فضايي جهان "دنيس تيتو" يك سرمايهداركاليفرنيايي بود كه در سال
۲۰۰۱به ايستگاه فضايي سفر كرد. تيتو دربازگشت گفت: "من به بهشت سفر کرده
بودم."
انصاري در وب لاگ شخصي اش
دروب لاگ انوشه انصاري و در شرح آخرين دقايق پيش از سفر با موشک سايوز
از پايگاه بايکنورآمده است: "روز زيبايي در بايکانور است. فضا پيماي
سايوزTMA-9 وبالابرنده سايوز دريک روز آفتابي زيبا به نظر مي رسند. مايک
لوپز الگريا، ميخاييل تيورين(فرمانده سايوزدرهيات اعزامي 14) وانوشه آماده
پرواز وبلند شدن هستند. انوشه سمت راست سه نفر قرار دارد." مسيري که اين
سه فضانورد به آن پا مي گذارند مسيري است که 45 سال پيش براي ارسال يوري
گاگارين به فضا در دوازدهم آوريل 1961 مورد استفاده قرار گرفت. انوشه چهل
ساله ايراني الاصل درحالي به فضا مي رود که انتظار مي رود تا روز چهارشنبه
به پايگاه فضايي برسند وبعد از 8 روز راهي زمين شوند. ماموريت انوشه
"وستوک" نام دارد که به معني شرق است. اين همچنين نام وسيله اي است که
گاگارين را به فضا برد.
انوشه شش ساعت قبل از پرواز با خانواده اش از پشت يک ديوار شيشه اي
خداحافظي کرد. ديداري که عکس هاي منتشر شده ازآن نشان مي دهد تا چه ميزان
پر از احساسات بوده است. دراين تصاوير انوشه وخانواده او اشک ريزان با هم
وداع مي کنند تا ده روز بعد که يکديگر را بارديگر به آغوش بکشند. انصاري
گفته است که همه خانواده او براي به سلامت بازگشتن او دعا مي کنند.
انوشه انصاري در سال 1346 خورشيدي، در ايران به دنيا آمد. تا سن 16
سالگي درايران زندگي کرد و سپس به همراه خانواده به ايالات متحده آمريكا
مهاجرت كرد.پس ازگذراندن دبيرستان در آمريکا، براي اخذ مدرك كارشناسي
درمهندسي الكترونيك و علوم كامپيوتر وارد دانشگاه جرج ميسون شد. انوشه بعد
از پايان موفقيتآميز دوره ليسانس براي كسب مدرك فوقليسانس خود وارد
دانشگاه جرج واشنگتن شد و مطالعات خود را در اين دانشگاه ادامه داد. پس از
اخذ مدرك كارشناسي ارشد در رشته مهندسي الكترونيك، انوشه براي كار به سراغ
شركتهايي چون MCI و COMSAT رفت
و پروژههاي موفقيتآميزي را در آن شركتها به سرانجام رساند. او چندين
مقاله و دو پاتنت براي كار روي "عملگرهاي اتوماتيك" و "گرههاي يك شبكه
بيسيم" دارد.او در حال حاضر مشغول طي كردن دورهاي در دانشگاه سوئينبورن
ميباشد تا بتواند دومين مدرك كارشناسي ارشد خود را در رشته ستارهشناسي
دريافت كند.
در سال 1994 ميلادي مطابق با 1372 خورشيدي، انوشه به همراه همسرش حميد
و برادر همسرش امير انصاري شركتي به نام تلهكام تكنولوژي (TTI) را در
تگزاس پايهگذاري كردند. اين شركت تأمينكننده تجهيزات مورد نياز شبكههاي
كامپيوتري بود. اين شركت در سال 2000 توسط سونوز نتورك خريداري شد. انوشه
انصاري در سال 2000 جايزه نخست كارآفريني ملي ايالات متحده آمريكا را به
دست آورد.
مجله آمريکايي فوربس، 4 سال پيش انصاري را به عنوان يکي از موفق ترين
چهره هاي تجاري زير 40 سال آمريکا معرفي کرد.وي طي ماههاي اخير، در مرکز
فضايي هيوستون آمريکا و مرکز فضايي گاگارين روسيه مشغول دريافت آموزش هاي
لازم براي سفر فضايي خود بود. انصاري دو سال پيش جايزه "انصاري اکس-
پرايز" (Ansari X-prize) را بنيان نهاد. هدف از اين جايزه تشويق بخش خصوصي
براي انجام سفر به فضا است.
بيانيه سازمان فضايي ايران به مناسبت سفر انصاري به فضا
سازمان فضايي ايران دربيانيه به مناسبت سفر فضايي انصاري به فضا براي
او آرزوي سلامت کرده است. دراين بيانيه آمده است: "دستيابي به فضاي بيکران
از آرزوهاي ديرينه بشر بوده است. 50 سال از پرواز نخستين انسان به مدار
زمين ميگذرد. ورورد به عصر فضا و بهرهمندي از امکانات بالقوه و موهبات
الهي آن ، ميراثي است براي تمام بشر. فناوري فضايي که در روزهاي آغازين
بهانهاي براي رقابتهاي سياسي و نظامي ابرقدرتهاي آن روز جهان بود، رفته
رفته جايگاه واقعي خود را در تمامي امور و شئون زندگي امروزي پيدا کرده به
نحوي که برخورداري از فناوري فضايي تبديل به يک الزام شده است. در اين
ميان در چند سال گذشته گامهاي مثبتي براي ورود بخش خصوصي به اين حوزه
برداشته شده است که بي شک نام پيشگامان اين عرصه در تاريخ بشر به نيکي به
جا خواهد ماند."
اين سازمان از انصاري به عنوان بانوي موفق و ممتاز ايراني نام برده که
"يکي از اين بزرگان" است: "اين زن دانشمند و علاقمند ايراني با اراده بزرگ
و بلند، تلاشي را آغاز کرده است که افقهاي جديدي به روي بشريت خواهد گشود.
پرواز ايشان به ايستگاه بينالمللي به عنوان تنها جايگاه استقرار انسان در
فضا، افتخاري بس غرورآميز براي تمام ايرانيان خواهد بود اما نبايد تاثير
شگرف خدمات و فعاليتهاي ايشان در رونق فعاليتهاي فضايي در مقياس عمومي و
در سطح بينالمللي را فراموش نمود."
درآخر اين بيانيه سازمان فضايي ايران به عنوان متولي بخش فضا درکشور،
اعلام کرده است که ضمن حمايت از فعاليتها و خدمات ارزنده خانم انصاري در
ترويج و توسعه فناوري فضايي آرزوي موفقيت و سلامت براي ايشان در سفر فضايي
به ايستگاه بينالمللي را دارد و اميدوار است سفر اين بانوي ايراني به
ايستگاه فضايي بينالمللي پيام آور صلح و شادي براي جامعه بشري باشد.
انصاري سفير است
مائوريزيو بلينگري، رئيس قسمت سفرهاي فضايي سرنشين دار، گرانش ناچيز و
اکتشاف از بخش تحقيق و توسعه اکتشافات انساني وابسته به آژانس فضايي اروپا
در خصوص آزمايش هايي که قرار است طي اين سفر توسط فضانوردان ياد شده
وازجمله انوشه انصاري انجام شود گفته است: "يکي از برنامه هاي ما مطالعه
اثر بي وزني بر بدن فضانورداني است که در ايستگاه بين المللي فضايي اقامت
ميکنند. آزمايشها به منظور بهينهسازي شرايط اقامت انسان در فضا طراحي
شده است و ما ميخواهيم از نتايج آنها براي کاهش آلام بيماراني که روي
زمين نيز زندگي ميکنند, بهرهبرداري کنيم."
در اظهار نظري جداگانه، اريک اندرسن، رئيس و مدير عامل شرکت اسپيس
ادونچرز (ماجراجوييهاي فضايي) تصريح کرده است: "ما در اسپيس ادونچرز،
انوشه را به سبب التزامي که نسبت به تحقيق و توسعه و شرکت در برنامه هاي
علمي esa، آنهم در زمان پروازي چنين خاطرهانگيز از خود نشان ميدهد، مي
ستاييم. به واقع ميتوان انوشه را يک سفير ناميد. او زماني را که در فضا
به سر ميبرد وقف آموزش مردم خواهد کرد. مشارکت انوشه در طرح فيمابين
اسپيس ادونچرز و اسا (ESA) به درک بهتر ما نسبت به شرايط اقامت در فضا و
کاهش مشکلات پزشکي انسانهايي که در زمين زندگي ميکنند، کمک خواهد کرد."
اين ياداشت را تقديم مي كنم به همه مديران ايراني ... !
مسابقه :
يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك
مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم
رقابت كنند ....
هر تيم شامل 8 نفر بود ...
در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي كردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند .
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم
به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي نزديك به هم بودند ، تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود ...
بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند ...
مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده
حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي
علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي ...
بعد از تحقيقات گسترده ، تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان ...
و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن ...!!!
اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد ؛ مديران تيم تصميم گرفتند كه
مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديدي را براي تيم طراحي كنند ..
بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين
دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پارو زن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده ،
درپايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند : ساختار تيم ايران بايد
تغيير كند !
از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر يه عنوان مدير ، 1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن
(!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ،
حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود !
......
...........
و در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود ...!
بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در
اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه
رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .
اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدرداني مي كنند و
جوايزي را به آنها مي دهند ، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه
خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده
اند ...

مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز كه به
خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند ، تيم مشاوران هم كه استراتژي و
ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند و مديران تيم هم كه به خوبي
انگيزه لازم را در تيم ايجاد ايجاد كرده بودند ، پس حتما يكي از دلايل اين
شكست ها ، ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است (!!!) و براي
بهبود كار و گرفتن نتيجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در
مسابقه را تغيير دهند ، در نتيجه :
تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك " قايق " جديد است ...
(راز نو)
استاد عزیز جناب عابدان پور مرحمت فرمودند و برای پست قبلی ما مطلبی در وبلاگشان افزودند که برای دیدن آن می توانید اینجا را کلیک کنید . همگی امیدواریم که به خواهش ما جواب مثبت بدهند .
استاد عزیز جناب عابدان پور
من شخصا تا کنون سعادت حضور در محضرتان را نداشته ام ، اما از روزی که از دوستان شنیدم شما مسایل و نکات درس مدیریت مالی را علی رغم مشغله فراوان کاری تایپ کرده و به صورت فایل در اختیار علاقه مندان قرار می دهید متوجه روحیه و وجدان کاری والای شما شدم ، تنها شما می توانستید دقیقه ای از وقت کلاس را تلف نکنید و تا آخرین لحظات به تدریس بپردازید و از اوقات شخصی برای پاسخ به سوالات و حل مسایل استفاده نمایید در حالی که اطلاع کامل دارم که اگر می خواستید می توانستید با صرف همین وقت چندین برابر حق التدریس فعلی درآمد کسب نمایید ، می دانم چه کنایه ها و زخم زبان ها شنیدید و خللی در اراده تان به وجود نیامد ، امیدواریم همان گونه که تا کنون اسوه سرسختی و مقاومت و وجدان کاری برای ما بوده اید اکنون نیز انبوه ناراحتی های کاری را به جسارت دانشجویی فرومایه علاوه نکنید و همگیمان را از فیض حضور در محضرتان محروم ننمایید ، خانمی که به خاطر نمره لب به جسارت و بی احترامی و تهدید استاد بزرگی چون شما بگشاید حتی لیاقت اطلاق "خانم" هم ندارد چه رسد به الباقی ... . گویا هرگز نشنیده اند که حضرت علی (ع) فرمود : " هرکس به من کلمه ای بیاموزد مرا بنده خود کرده است " . بنابراین :
صمیمانه خواهشمندیم افتخار شاگردیتان را مجددا نصیبمان فرمایید
متشکریم
بچه های حسابداری پیام نور نجف آباد
 | |
| انوشه انصاری با این سفر، به چهارمین توریست فضایی دنیا تبدیل می شود |
انوشه
انصاری، سرمايه دار آمريکايی ایرانی تبار، بزودی اولین زن توریست فضانورد
دنیا خواهد بود که به فضا سفر می کند. این سفر فضایی 14 سپتامبر(23
شهریور) آغاز می شود.
طبق گزارش آژانس
فدرال فضایی روسیه، انوشه 39 ساله، تا 3 هفته دیگر با سفینه سایوز ازسکوی
فضائی بایکونور در قزاقستان همراه با دو فضانورد روسی و آمریکایی برای
سفری 10 روزه به فضا می رود.
سفینه سایوز در ایستگاه بین المللی فضایی در 350 کيلومتری زمین مستقر خواهد شد.
خانم
انصاری جایگزین دایسوکه انوموتو بازرگان ژاپنی شده است که در آزمایش های
پزشکی آژانس فضایی روسیه برای پرواز به فضا ناکام ماند. آقای انوموتو برای
سفر توریستی خود به فضا مبلغ 20 میلیون دلار پرداخته بود.
انوشه
انصاری با این سفر، به چهارمین توریست فضایی دنیا تبدیل می شود. پیش از
این، دو آمریکایی و یک تبعه آفریقای جنوبی موفق به انجام این سفر شده
بودند.
نخستين توريست فضايي جهان يك سرمايهدار
اهل كاليفرنيا به نام "دنيس تيتو" بود كه در سال ۲۰۰۱به ايستگاه فضايی
سفر كرد. وی پس از بازگشت در توصیف سفر خود گفت: "من به بهشت سفر کرده
بودم."
 |  برایم جالب خواهد بود که از زمین خارج شوم و ببینم که جهان ما واقعا چه شکلی است  انوشه انصاری |
خانم انصاری در مورد سفر خود می گوید: "برایم جالب خواهد بود که از زمین خارج شوم و ببینم که جهان ما واقعا چه شکلی است."
انوشه
انصاری که در تهران متولد شده است، در 17 سالگی به آمریکا رفت و در رشته
مهندسی برق از دانشگاه فارغ التحصیل شد. وی یکی از بنیانگذاران شرکت تله
کوم تکنولوژی است که بعدها آن را فروخت.
مجله آمریکایی فوربس، 4 سال پیش او را به عنوان یکی از موفق ترین چهره های تجاری زیر 40 سال آمریکا معرفی کرده بود.
خانم
انصاری طی ماههای اخیر، در مرکز فضایی هیوستون آمریکا و مرکز فضایی
گاگارین روسیه مشغول دریافت آموزش های لازم برای سفر فضایی خود بوده است.
اولین
زن فضانورد توریست دنیا قرار است پس از ده روز با دو فضانورد روسی و
آمریکایی که شش ماه است در ايستگاه فضایی بین المللی مستقر هستند به زمین
بازگردد.
خانم انصاری دو سال پیش جایزه "انصاری
اکس-پرايز" (Ansari X-prize) را بنیان نهاد. هدف از این جایزه تشويق بخش
خصوصی برای انجام سفر به فضا بود.
( نقل از BBC )
یک بار به مترسکی گفتم : لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای ؟ گفت : لذت ترساندن عمیق و پایدار است ، من از آن خسته نمی شوم . دمی اندیشیدم و گفتم درست است چون که من هم طعم این لذت را چشیده ام . گفت : فقط کسانی که تن شان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند . آن گاه من از پیش او رفتم و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من . یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد . هنگامی که باز از کنار او می گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می سازند .
