بچه های با حال حسابداری پیام نور نجف آباد

حسابرسی - مالیات و توسعه

حسابرسی، مالیات و توسعه

لزوم کنترل دولت بر مصرف منابع مالی و وجوه عمومی، نظارت بر واحدهای اقتصادی و اعمال سیاستهای مالیاتی جز در پرتو حسابرسی امکانپذیر می­باشد. بهمین منظور بر آن شدیم تا گفتگوئی را با جناب آقای غلامحسین دوانی عضو شورای عالی جامعه حسابداران رسمی ایران پیرامون نقش حسابرسی در توسعه اقتصادی و انضباط مالی بعمل آوریم که توجه خوانندگان را بدان جلب می­کنیم.

س - آقای دوانی از اینکه دعوت ما را پذیرفتید تشکر می­کنم و بعنوان اولین سوال مهمترین نقش حسابرسی در جامعه چیست؟

حسابرسی از ارکان اساسی فرآیند پاسخگویی است. زیرا پاسخگویی مستلزم وجود اطلاعات معتبر و قابل اتکاست و قابلیت اتکای اطلاعات به دلایل مختلفی که در این کتاب ذکر شده مستلزم بررسی آنها توسط شخصی مستقل از تهیه­کننده اطلاعات است. در فرآیند پاسخگویی، حسابرسی از طریق تعیین اعتبار اطلاعات، ارزش افزوده ایجاد می­کند.

پاسخگویی که خواستگاه آن احترام به حقوق انسانهاست در زمینه­ها و سطوح مختلف مطرح است. اولاً در سطح ملی مسئولین مملکتی باید در رابطه با اموری که به آنها محول شده است در مقابل مردم پاسخگو باشند. در نظامهایی که پشتوانه مردمی دارند و منتخب واقعی مردمند، مسئولین در زمینه­های مختلف از جمله نحوه استفاده از منابع اقتصادی و سرمایه­های ملی از طریق ارائه اطلاعات مالی، مردم را که صاحبان اصلی منابع­اند آگاه می­کنند. ثانیاً در سطح بنگاههای اقتصادی نیز مدیران در مقابل سرمایه­گذاران و دیگر اشخاص ذینفع و استفاده­کنندگان مسئول و موظفند از طریق ارائه اطلاعات شفاف و درست و قابل اعتماد، اشخاص ذینفع را در جریان نحوه بکارگیری منابع اقتصادی قرار دهند. این جریان متقابل از رعایت قانون و حقوق طبیعی بشری سرچشم می­گیرد. یعنی شخصی که نماینده یا مدیری را انتخاب می­کند و منابع و سرمایه خود را به او می­سپارد و از این طریق اختیار ادارۀ منابع را به وی تفویض می­کند این حق را دارد که از سرنوشت سرمایه خود کسب اطلاع کند.

س- رابطه حسابرسی با انضباط مالی چیست؟

ج- حسابرسی خود زائیده نظم و انضباط است به طوری که گفته می­شود نظم و حسابرسی مکمل یکدیگرند. از سوی دیگر اتخاذ تصمیمات اقتصادی و تخصیص بهینه منابع بدون وجود اطلاعات معتبر و قابل اتکا امکانپذیر نیست. جریان سرمایه­ها زمانی به سوی فعالیتهای اقتصادی برتر سرازیر می­شود که تصمیمات صاحبان سرمایه در زمینه سرمایه­گذاری متکی به اطلاعات به­موقع، مربوط و قابل اتکا باشد. در این فرایند حسابرسی نقش حیاتی تعیین میزان اعتبار اطلاعات را ایفا می­کند. بدیهی است اعتبار اطلاعات در چارچوب فرآیند پاسخگوئی مستلزم نظم و انضباط مالی است که جز در پرتو حسابرسی حاصل نخواهد شد. در جهان کنونی نقش اصلی حسابرسی بر اساس تئوری اطلاعات و تاثیر مثبت گزارش حسابرسی بر بهبود کیفیت اطلاعات تهیه شده تعریف می­شود زیرا اعمال هرگونه نظم و انضباط مالی جز با دسترسی به ارقام و آمار با اتکاء امکانپذیر نخواهد بود.


س- اعمال سیاستهای درست حسابرسی چقدر به سود افزایش سطح تولید کشور به ویژه تولید ناخالص ملی است.

از آنجا که حسابرسی اعتباربخشی به صورتهای مالی از یک طرف و آمار و ارقام اقتصادی است در واقع این حسابرسی است که در مناسبات توزیع ثروت و تخصیص بهینه منابع باعث افزایش بهره­وری و کارآئی و همچنین تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از داده­ها و ستانده­های اقتصادی در راستای افزایش سطح تولید کلی جامع می­گردد. از طرف دیگر اتکای به ارقام درآمدی و بطور کلی اطلاعات حسابداری و همچنین تعیین واقعی قیمت تمام شده کالاها و خدمات که در ایجاد رفاه اجتماعی موثر خواهند بود جز از طریق یک حسابرسی واقعی امکانپذیر نخواهد شد. لذا بنظر می­رسد گسترۀ حسابرسی باعث افزایش سطح تولید، بهره­وری و کارآئی و در نتیجه بهره­وری جامعه از ثروتهای اجتماعی خواهد شد.

س- نقش حسابرسی در نظام مالیاتی چیست؟

ج- نظام مالیاتی در ابتدا ساز و کاری ساده برای تامین مالی مخارج دولت بود، اما آثار عظیم آن بر اقتصاد ملی و جهانی و نقش پراهمیتش در تشکیل سرمایه و راهبردهای سرمایه­گذاری، که موجب فرار یا جذب سرمایه و گسترش و یا توقف فعالیتهای اقتصادی می­شد، نظام مالیاتی را به سازوکاری پیچیده برای توسعه اقتصادی تبدیل کرد. تدوین سیاستها و مقررات مالیاتی مناسب برای توسعه اقتصادی موضوعی است که ابعاد گسترده­ای دارد و به عنوان رشته­ای مستقل از مجموعه دانش بشری ذهن اندیشمندان، اقتصاددانان، و دولتمردان را به خود مشغول ساخته است.

اما نظام مالیاتی مناسب تنها وابسته به درستی سیاستها و مقررات نیست و اجرای درست سیاستها و مقررات نیز به همان اندازه در آن اهمیت دارد، موضوعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است تا آنجا که گاهی به نقض غرض می­انجامد.

سیاستهای مالیاتی همواره بر دو اصل مبتنی است که بر هم تاثیر متقابل دارند و در نتیجه به ایجاد تعادل نیازمندند، یکی اثربخشی مالیاتی (یعنی افزایش رفاه عمومی و توسعه اقتصادی) و دیگری عدالت مالیاتی (یعنی اخذ مالیات به حق). مالیات بر مصرف و مالیات بر دارایی بر عدالت مالیاتی و مالیات بر درآمد بر اثربخشی مالیاتی تاکنید دارند. با این که گزینش سیاستهای مالیاتی و تعیین نقطه تعادل دو اصل اثربخشی و عدالت مالیاتی موضوعی بسیار بحث­انگیز است اما در هر حال مالیات بر درآمد هنوز بخش مهمی از درآمدهای مالیاتی دولتها در سراسر جهان را تشکیل می­دهد.

مفاهیم درآمد و توسعه اقتصادی که در بحث مالیات بر درآمد نقش اساسی دارند با ابهام زیاد همراه است و تعریف، تشخیص و اندازه­گیری این دو مفهوم به دیدگاهها، قضاوتها و منابع اشخاص بستگی دارد و در نتیجه، برداشت کسانی که در محیط اجرای مقررات مالیاتی قرار می­گیرند با آنچه قانونگذار در نظر داشته است (یعنی استفاده از مالیات برای توسعه اقتصادی) متفاوت خواهد بود.

نظریه و اندازه­گیری درآمد تجاری در ادبیات حسابداری مالی و مدیریت جایگاهی محوری دارد. به رغم تعداد مقاله­های منتشر شده درباره منزلت درآمد و روشهای اندازه­گیری آن، مفهوم درآمد هنوز موضوع بحث مکتبهای فکری مختلف قرار دارد که هر یک دیدگاه خود را از جنبه نظری یا کاربردی برتر از دیگران می­داند.

س- نقش حسابرسی در نظام مالیاتی چیست؟

ج- خوشبختانه طبق ماده (272) قانون مالیاتهای مستقیم وظیفه تشخیص درآمد مشمول مالیات اشخاص حقوقی بر عهده حسابداران رسمی (حسابرسان مالیاتی) گذارده شده که اعمال این وظیفه حسابداران رسمی را بعنوانی یکی از ابزارهای اساسی اعمال سیاستهای مالیاتی در جهت پیشبرد اهداف برنامه توسعه اقتصادی قرار داده است. در جهان کنونی که مفهوم درآمد و هزینه و گستردگی کاربرد آنها در اقتصاد چندان آسان نمی­باشد و همچنین تعیین میزان واقعی درآمد بنگاههای اقتصادی که نیازمند انجام کار تخصصی با کیفیت است که جز به اتکای حسابداران رسمی در این فرآیند نمی­توان حتی مالیات حقه را تشخیص داد.

خوشبختانه در چند سال اخیر دستگاه مالیاتی کشور با درک این ضرورت و بررسیهای تطبیقی جهانی و منطقه­ای درصدد ایجاد یک پایگاه نظام مالیاتی بر مبنای انتقال مالیات از درآمد به مصرف برآمده است. در هزارۀ سوم و در جهان توسعه­ای منابع ثروت طبیعی صرفاً باید در جهت زیرساختهای اجتماعی اقتصادی مصرف گردند. بر همین اساس مدتهاست که بسیاری از کشورهای جهان به منظور اصلاح نظام مالیاتی خویش، حمایت از فعالیتهای سرمایه­گذاری و تولیدی و نیز ایجاد انگیزه­های لازم برای رشد فعالیتها، مبنای مالیات را از درآمد به مصرف انتقال داده­اند و بیشترین درآمد مالیاتی را از طریق مالیات بر مصرف کسب می­کنند. تهیۀ لایحۀ مالیات را از درآمد به مصرف انتقال داده­اند و بیشترین درآمد مالیاتی را از طریق مالیات بر مصرف کسب می­کنند. تهیه­ی لایحه مالیات بر ارزش افزوده و قانون تجمیع عوارض از همین دیدگاه قابل بررسی و تأمل می­باشد.

بی­شک اصلاحیۀ قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 27/11/1380 از یک طرف نقطۀ عطفی در تاریخ قانونگذاری برهه­ی تاریخی حائز اهمیت است همکاری حرفه­ای حسابداران رسمی با سازمان امور مالیاتی در تشخیص درآمدهای مالیاتی از یک طرف و ارائه راهکارهای مناسب حرفه­ای در فرآیند تشخیص مالیات از طرف دیگر است. این امر می­تواند باعث توسعۀ حرفه حسابداری و همچنین سهل و ساده­کردن شناسایی منابع مالیاتی و در نتیجه کاهش هزینۀ اقتصادی و وصول مالیات که ثمرۀ آن افزایش درآمد کشور می­باشد گردد.

س- تجربه کشورهای پیشرفته در خصوص حضور فعال حسابداران رسمی در افزایش سطح اعتماد مردم چقدر به توسعه اقتصادی ایران می­تواند کمک کند؟

ج همانطور که یادآور شدم برقراری نظام «پاسخگوئی و مسئولیت» و استقرار شفافیت مالی در حسابهای کشور و موسسات و بنگاههای اقتصادی جز از طریق حسابرسی امکانپذیر نبوده است. در کشورهای پیشرفته صورتهای مالی بنگاههای اقتصادی فاقد گزارش حسابرسی در هیچ مرجعی قابل قبول نیست و بهمین علت از بسیاری گرفتاریها و دعاوی مالی کاسته می­شود و سپرده­های مردم را بدون هیچگونه حسابرسی به اشخاصی واگذار می­کنند که برگشت این وجوه امکانپذیر نمی­شود و ضرر و زیان آن متوجه نظام مالی و مردم می­شود. بطور مشخص مردم انتظار دارند در اعطای هر گونه وام به اشخاص، انعقاد قراردادهای بزرگ ملی و عمرانی و تصویب حسابهای مالی موسسات و بنگاههای اقتصادی بدون گزارش حسابرسی ممنوع اعلام شود تا نظام پاسخگوئی جدی تلقی شود و مشابه کشورهای پیشرفته همه شهروندان ملزم به رعایت حساب و کتاب شوند. مجموعه دانش و مهارت مورد انتظار از حسابداران رسمی عرصه­های گوناگونی را در بر می­گیرد که همگی این عرصه­ها در چارچوب موضوع اعتماد عمومی کارساز می­باشند.

س- چگونه می­توان زمینه پذیرش فعالیت حسابرسی را در افکار عمومی افزایش داد؟

در واقع دولت بعنوان حاکمیت در این میان نقش اساسی را بر عهده دارد چنانچه دولت و مراجع قانونگذاری بستر و مناسبات قانونی حسابرسی (الزام به حسابرسی) را در بنگاهها و موسسات قانونمند نمایند و حسابرسی از خود دولت و ارکان دولتی آغاز شود مردم کم­کم به حسابرسی بعنوان یک ابزار مناسب «اعتماد عمومی» روی خواهند آورد که بی­شک در این میان نقش و تجربه حسابداران رسمی و چگونگی فراهم شدن گزارشات حسابرسی مورد استفاده نیز نقش بعدی را بر عهده دارد.

س- به عنوان آخرین سوال اگر قرار باشد گزارشات حسابرسی و حسابداران رسمی مورد اعتماد مردم قرار گیرند و اعتباردهی اطلاعات مالی صرفاً در حوزۀ حسابرسی قرار گیرد. حوزۀ نظارت بر این اعتماد و اعتبار در کجا خواهد بود.

ج- واقعیت آن است که تجارب کشورهای پیشرفته جهان نشان می­دهد که نهادهای خودانتظام بایستی بصورت «خودکنترل» آنچنان عمل نمایند که رفتار و اعمال آنها توام با اعتبار و اعتماد باشد زیرا در غیر اینصورت موضوع اعتماد و اعتبار که یک بحث نظری است لوث خواهد شد. بهمین علت قانونگذار در ارکان جامعه حسابداران رسمی ایران بعنوان نهاد خودانتظام حسابرسی کشور چنان تمهیداتی را پیش­بینی کرده اعمال حاکمیت دولت و استقلال و بیطرفی حسابرسان در هم عجین شده است. بطور مثال هر هفت نفر هیأت تشخیص صلاحیت جامعه حسابداران رسمی، اعضای هیأت عالی نظارت برجامعه، اعضای هیأت عالی انتظامی جامعه را همه دولت تعیین می­کند و در واقع با اعمال این حاکمیت می­خواهد نشان دهد که جامعه حسابداران رسمی نهاد خودانتظامی است که از طریق دولت همواره مورد کنترل و نظارت قرار دارد بهمین علت جامعه حسابداران رسمی ابزارهائی را در اختیار دارد تا از طریق کنترل اعضاء و نظارت بر آنها بتواند اعتماد و اعتبار عمومی را کسب و از خدشه­دار شدن آن جلوگیری کند.

 

نقل از سایت حسابرس

 

 


 

   + بچه های باحال ; ٥:٢٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ بهمن ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()