به کام حسابرسان یا به نفع مشاوران
مدتی پیش مقاله «قانونی به کام حسابرسان به زیان صنایع
کوچک» در قالب گفتگوی آقای علی بخشی با آقای دکتر پژویان در روزنامه شرق به چاپ
رسید. مشارالیه ضمن انتقاد از عملکرد وزیر اسبق امور اقتصادی و دارائی بر علیه
حسابرسان نیز قلمفرسائی نموده و مدعی شده اند که اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم
به کام حسابرسان شده زیرا مشاوران وزیر اسبق «حسابداران» بودهاند. البته در کشوری
که شخصیتها عاریتی بوده و ظهور و سقوط آنها ناگهانی و یکباره است انتظار سنت گریزی
و خردباوری بسیار مشکل است. اما از آنجا که اینجانب به عنوان یکی از اعضای جامعه
حسابداران رسمی ایران (که افتخار آنرا نیز باور دارم) در جریان اصلاحیه قانون
مالیاتها قرار داشتهام علیرغم مخالفت برخی دوستان بی انصافی دیدم که به مقاله
خصمانه ایشان پاسخ ندهم. متأسفانه روزنامه شرق صلاح را در آن داشته که پاسخ چاپ
نشود لذا اینجانب خود را مخیر دیدم در دفاع از حسابداران رسمی پاسخ مذکور را چاپ
نمایم. شاه بیت مقاله ایشان عبارت بود از:
1- مخالفت با کاهش نرخ مالیات
2- مخالفت با حسابداران رسمی
اولاً بنا به شواهد موجود علیرغم حضور فعال اعضای انجمن
حسابداران خبره ایران، برخی از اعضای جامعه حسابداران رسمی، برخی مدیران سازمان
حسابرسی در فرآیند تدوین و تصویب اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم تا آنجا که بیاد
دارم پشیزی به این افراد پرداخت نشد. اما آیا آقای دکتر پژویان هم میتوانند با
همین صراحت ادعا کنند کسانی که در تدوین سایر لوایح اقتصادی مشارکت داشتند (و
قرارداد هم منعقد کرده بودند) هیچگونه وجهی دریافت نداشتند و کامشان شیرین نشد؟
آقای دکتر میتوانند با صراحت نگارنده همین قلم ادعا کنند که همفکران ایشان در آن
نهاد اقتصادی هیچگونه شیرینی بابت گزارشات توجیهی تاسیس این و آن نهاد مالی
بکامشان نشده است؟ دفاع از عملکرد وزیر اسبق امور اقتصادی و دارائی بر عهده خود
ایشان میباشد و بنده وکیل ایشان نمیباشم. اما تصور میکنم. «حلقه اقتصاددانان
همفکر» آقای دکتر در «حلقه اقتصاد ایران» همیشه مورد عنایت و مشورت وزیر امور
اقتصادی اسبق بوده اند!
آقای دکتر کمی عجله کرده اید. تأسف در اینست که روزنامه
شرق چگونه تن به چنین گفتگوئی داده است آیا در برخورد با وزیر اسبق امور اقتصادی و
دارائی باید از جامعه حسابداران قربانی گرفت! مگر نمیتوان به صراحت او را نقد
کرد.
بنظر میرسد نگرانی فعلی برخی آقایان اقتصادی از آنجاست که
ظاهراً دولت جدید آنها را تحویل نمیگیرند و ممکنست اینگونه اظهارنظرهای مشعشعانه
باعث جذب آقایان شود. شاید آقایان ندانند که اتفاقاً اگر تاریکیها کنار رود نقش و
حضور برجسته حسابداران در فرآیند نظام نظارتی، اصلاحیه قانون تجارت (اولین مطالعات
میدانی که توسط سازمان مدیریت صنعتی انجام شد به همت تنی چند از اعضای جامعه
حسابداران و انجمن حسابداران خبره صورت گرفت)، اصلاحیه قانون مالیاتها، نقد لایحه
تدوینی بازار سرمایه (که توسط اقتصادخواندهها تدوین شده) و اصلاح قانون مالیات
بر ارزش افزوده غیرقابل انکارست و حسابداران رسمی بدون ذکر نام و عدم دریافت
هیچگونه وجهی صرفاً بعلت انجام مسئولیتهای اجتماعی در این میدان حاضر شده بودند
تا شاید با اصلاح قوانین فعلی باری از مشکلات جامعه کار و تولید و مردم برداشته
شود.
در واقع حسابرسان (حسابداران رسمی) کوشش نمودند میدان
حسابداری و حسابرسی کشور را به «طرح کاد» بی تجربگانی تبدیل نکنند که هزینه آنرا
بار ملت کنند (نظیر همان کاری که 16 سال توسط اقتصادخوانده ها بنام تعدیل
اقتصادی» در جامعه انجام شد و حاصل آن شمول خط فقر بر 30 درصد جمعیت کشور و کم شدن
روز بهروز امکانات کشور از صاحبان اصلی آن و تمرکز آن در دستهای ناپیدای «اهل
سفره» بود. آقای دکتر آیا اصلاح قانون مالیاتهای مصوب 66/12/3 و اصلاحیه 71/2/7 که
نرخ مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی را معادل نرخ مصادره اموال کرده بود! بنفع چه
کسانی بود و اصلاحیه مورخ 1380/11/27 چه آثار منفی داشته که در حالی که صاحبان
صنایع و بنگاهها بارها رضایت خود را از نرخ 25 درصدی اعلام داشته اند، جنابعالی
برآشفته اید!
آقای دکتر شما و برخی اقتصادخوانده ها که مرتباً و کراراً
در روزنامه های متعلق به جناحهای همفکرتان شعار خصوصی سازی و اجرای سیاستهای
بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را می دهید. چرا از اصلاحیه قانون مالیاتها
برآشفته اید! چرا باید بخش تولید جامعه 65 درصد درآمد خود را مصروف مالیات نماید
تا دلالان بورژوا مسلک بتوانند با رانتخواری چاق و چله شوند. جدول ذیل مقایسه
مالیات کارگاههای کوچک، متوسط و بزرگ با قانون قدیم و اصلاحیه فعلی است:
جدول مقایسهای مالیات سطوح کارگاههای کوچک، متوسط و بزرگ
با نرخ قدیم و جدید
|
|
شرکت کوچک (درآمد (سالانه 1 میلیارد ریال) |
شرکت متوسط (درآمد سالانه 5 میلیارد ریال) |
شرکت بزرگ بورسی (درآمد سالانه 25 میلیارد ریال) |
|
مالیات طبق قانون
3/12/1366 |
627.165.000 |
3.187.665.000 |
8.750.000.000 |
|
نرخ موثر قانون قدیم
(درصد) |
7/62 |
7/63 |
35 |
|
مالیات طبق قانون جدید |
250.000.000 |
1.250.000 |
6.250.000.000 |
|
نرخ موثر طبق قانون
جدید (درصد) |
25 |
25 |
25 |
با تدقیق در جدول فوق که احتمالاً اقتصادخوانده ها از
ترسیم آن باید نگران شوند مشخص میگردد که برخلاف اظهار جناب پژویان اتفاقاً
اصلاحیه قانون مالیاتها توانسته در مجموع یک نرخ عادلانه مالیاتی را از بنگاهها
اخذ نماید و قانون قبلی که در دوران جنگ طراحی و در تاریخ 7/2/1371 مورد بازنگری
اجمالی قرار گرفته بود و در تعارض با یک جامعه توسعهای فراجنگی قرار داشت اصلاح
شود. مضافاً بر آنکه اصلاحیه قانون مالیاتها قبل از تصدی آقای دکتر مظاهری و توسط
تیم آقایان «دکتر نمازی- عرب مازار» باستناد مفاد قانون برنامه سوم توسعه تدوین
شده بود که مراحل تصویب نهائی آن مقارن با تصدی وزیر اسبق گردید. ضمناً قرار نیست
که چون انتقادات اشخاص در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی و یا سایر نهادها
پذیرفته نشده تصور شود که پس انتقادات این افراد اصولی و صحیح بوده است! اتفاقاً
به حدس قاطع و با کمال تأسف ورود برخی اقتصادخوانده ها به دایره اصلاحیه قانون
مالیاتها اجازه نداد اصلاحات رادیکالتری انجام شود. آقایان ظاهراً فراموش کرده اند
که در شرایط رکود تورمی و گستره حیطه فقر عمومی نمی توان از مردم مالیات بیشتر
اخذ کرد.
استحضار دارند که نرخ مالیاتی شرکتهای بزرگ پذیرفته شده در
بورس بعلت تعدد سهامدار حداکثر بین 30 الی 35 درصد بود که با قانون جدید نرخ موثر
مالیاتی آنان 22/5 درصد میشود. لذا این قانون از جنبه تسری نرخ مالیاتی به همه
بنگاههای اقتصادی عادلانه است و اتفاقاً به استثنای بنگاههای اقتصادی دولتی تک
مالکی، کارگاههای کوچک و متوسط قبلی بیشترین منفعت را از قانون جدید مالیاتها برده
اند زیرا ساختار مالکیتی این بنگاهها نیز تک مالکی یا چندمالکی بوده و فاقد تعدد
شریک نظیر بنگاههای بزرگ عضو بورس می باشد.
آقای دکتر چرا نیروی انسانی شاغل در کار باید بیش از 25
درصد دریافتی خود را (با رقم بالای 15 میلیون ریال) مالیات بدهد ولی عمده فروشان
و واردکنندگان عمده با ضریب علی الراس از چنگ تور مالیات بگریزند. آیا اصلاح
قانون مالیاتها رفع این تبعیض و ظلم نبوده است! و آیا اصرار بر ابقای مالیات مجموع
درآمد در کشوری که فاقد سامان اقتصادی است به زیر تیغ بردن حقوق بگیران یا افراد
کم درآمد نیست؟
شما که کراراً در مصاحبه و مقاله جامعه ساماندار را نوید
می دهید و شرق و غرب را بعنوان تمثیل یادآور می شوید نمی دانید که در جوامع
پیشرفته یکی از وظایف حسابرسان قسم خورده تعیین مالیات شهروندان و اشخاص حقوقی است
و این روند باعث فاصله بین دستگاه اجرای وصول و مودیان از یک طرف و کاهش فساد و
همچنین افزایش درآمد دولت از طرف دیگر (بعلت افزایش سطوح مالیاتی) شده است؟ کجای
کارید! مگر در این سه سال چقدر مالیات توسط حسابرسان مورد تشخیص واقع شده که
نگرانید! نکند خدای ناکرده نویسنده آن گزارش کذائی با شما هم تماس گرفته اند
(اشاره به گزارشی که بر علیه حسابداران رسمی به مراجع مختلف نگاشته شده).
کجای کار به کام ما شده در حالی که مسافرت اروپا و امریکای
حضرات سر جایش است و به بهانه های مختلف با این یا آن نهاد به اینجا و آنجا
مأموریت و مسافرت می روند در فصلی که همه به استقبال سال نو می روند ما گرفتار
حسابرسی ضمنی، انبارگردانی و... هستیم و در فصلی که شما و دوستانتان جهت تمدد
اعصاب و استراحت به شمال و اینجا و آنجا میروید ما تا آخر مردادماه گرفتار بستن
حسابها و گزارشاتی هستیم که اگر نباشند خدا میداند چه می شود؟! همینقدرش را که
می نویسیم هزار دوست را به دشمن تبدیل کردهایم که پیوستن شما را هم به آن صف
تبریک می گوئیم.
کجای گزارش توجیهی اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم نوشته
شده که درآمدهای مالیاتی کاهش خواهد یافت اتفاقاً اصلاحیه قانون مالیاتها در
فرآیند برنامه سوم توسعه با این هدف که پایه های مالیاتی گسترش و درآمد مالیاتی
کل افزایش یابد و کشور از اتکای به درآمد نفت خلاص شود طراحی شد زیرا عادلانه
بودن نرخ مالیات باعث اعلام خوداظهاری و پیوستن بسیاری گروههای مالیات گریز به
دایره شمول مالیات می شود (و شده) لذا احتمالاً و یقیناً درآمدهای مالیاتی افزایش
خواهد یافت اما نه از منابع قبلی بلکه با شناسائی و افزودن منابع جدید مالیاتی.
علیرغم آنکه بنظر اینجانب این گفتگو یادآور مقاله های سفارشی و تقارن همزمان حمله
یکی از نمایندگان به وزیر اسبق مالیاتی بود آیا واقعاً اصلاحیه قانون مالیاتها با
سیاست حمایت از بنگاههای کوچک منافات داشته است و یا گفته شده که در این مقطع
برخورد با وزیر اسبق مد نظر بوده است.
البته وزیر اسبق و معاونین ایشان و احتمالاً وزرای بعدی
جدید هم در مورد مسائل جامعه حسابداران رسمی، مجامع شرکتهای دولتی و مباحث پولی و
بانکی از اعضای جامعه حسابداران رسمی هم مشورت گرفته اند چرا که در غیر اینصورت
اقتصاددانانی که هنوز مقررات پولی و بانکی کشور را نمی دانستند مقررات سوئیس را
به کشور قالب می کردند همانطوری که دستورالعملهای خانمان برانداز بانک جهانی و
صندوق بین المللی را بعنوان شاهکار اقتصادی در کشور پیاده کردند و شد آنچه نباید
شود.
آنچه در گزارش مصاحبه گونه فوق برجسته است عناد با وزیر
سابق امور اقتصادی و دارائی از یکطرف و جبهه گیری بر علیه حسابداران رسمی از طرف
دیگر می باشد تا آنجا که آقای علی بخشی (مصاحبه کننده) می پرسد: «شرکتهایی که
فروش ناخالص آنها از 600 میلیون تومان عبور میکند باید سراغ حسابرسی بروند و اما
این شرکتها قطعاً یک حسابدار دارند که ماهانه 400 هزار تومان حقوق می گیرد وی در
صورت عبور فروش ناخالص از 600 میلیون ریال باید سراغ یک حسابرس بروند و به ازای 60
میلیون تومان گزارش مالی ارائه کند. یعنی به ازای افزایش 20 میلیون تومان فروش شما
ناگزیرید 60 میلیون تومان هزینه حسابرسی بدهید.»
کل سوال فوق غلط و نادرست و پاسخ جناب پژویان هم که
متأسفانه مدعی حضور در اصلاحیه بوده اند سرتاپا نادرست است. چرا؟
اولاً «شرکتهای با فروش یا درآمد بیش از 8 میلیارد ریال میتوانند
مشمول حسابرسی می شوند» و این حسابرسی در حال حاضر نیز الزامی نمی باشد چرا که
اگر اینگونه شرکتها حسابرسی خود را به اعضای جامعه حسابداران رسمی ندهند جریمه
خاصی ندارد. ثانیاً بالاترین حق الزحمه حسابرسی صد شرکت برتر کشور که در روزنامه
سرمایه نیز درج گردیده حداکثر مبلغ یک میلیارد ریال مربوط به سازمان حسابرسی در
ارتباط با حسابرسی کل مجموعه یکی از بانکهای دولتی کشور با 2000 شعبه و حدود ده
هزار میلیارد ریال درآمد در سراسر ایران بوده! بنابریان مصاحبه کننده محترم و
آقای دکتر عزیز از کجا مبلغ 60 میلیون تومان را محاسبه کرده اند؟ شاید این رقم با
رقم قراردادهای مشاورهای برخی از دوستان اقتصادی اشتباه شده باشد! جدول ذیل
بالاترین حق الزحمه حسابرسی کشور در سال 1383 را که متعلق به سازمان حسابرسی
بعنوان بزرگترین موسسه حسابرسی خاورمیانه نمایش می دهد که بیانگر خلاف ادعاهای
مصاحبه کننده و آقای دکتر است همانطوری که در جدول مشاهده می شود ارقام شصت
میلیون ریال مربوط به حسابرسی بانک رفاه و شرکتهائی امثال شرکت کشتیرانی است و حق
الزحمه شرکتهای کشتیرانی بزرگی نظیر پتروشیمی بندر امام صرفاً سیصد میلیون است!
بنظر میآید آقایان توی اوت زده اند!
|
ردیف |
نام شرکت |
درآمد کل میلیارد ریال |
تعداد شعب |
حقالزحمه حسابرسی میلیارد ریال |
|
1 |
ایران خودرو |
60.432 |
سراسری |
5/1 |
|
2 |
مجموعه سایپا |
37.242 |
سراسری |
3/1 |
|
3 |
شرکت ملی صنایع پتروشیمی |
23.045 |
سراسری |
3/0 |
|
4 |
بانک ملت |
17.654 |
1130 |
2/1 |
|
5 |
پتروشیمی بندر امام |
13.368 |
--- |
3/0 |
|
6 |
کشتیرانی جمهوری اسلامی |
10.066 |
دهها شعبه خارج از کشور |
8/0 |
|
7 |
بانک سپه |
9.336 |
1700 |
2/1 |
|
8 |
بانک صادرات |
16.804 |
2300 |
3/1 |
|
9 |
بانک تجارت |
10.562 |
2010 |
1/1 |
|
10 |
بانک رفاه |
3.436 |
117 |
6/0 |
|
11 |
سیمان تهران |
1.504 |
--- |
4/0 |
|
12 |
بانک ملی |
26.206 |
2.203 |
6/2 |
از طرف دیگر در این گفتگو بدون مقدمه یکباره به سهام عدالت
حمله میشود بدون آنکه مقدمه ای برای حمله وجود داشته باشد (علیرغم آنکه نگارنده
خود در یک مقاله مشخص اشکالات و انتقادات وارده بر سهام عدالت را یادآور شده ام)
چگونه زمانی که برخی کارخانجات به ثمن بخس به برخی از حضرات باصطلاح خاص بخش
خصوصی واگذار شد آه از نهاد هیچ اقتصادخواندهای (مگر آن تعداد محدودی که معمولاً
از طریق رسانه ها بایکوت می شوند) بر نیامد!
مگر در جریان مبارزه انتخاباتی سایر کاندیداهای ریاست
جمهوری قول واگذاری ده میلیون سهم به هر خانوار را ندادند چرا آنموقع کسی اعتراض
نکرد؟! یا واگذاری سهام به مردم نادرست است و یا مکانیزم واگذاری. بنابراین اگر
قرار است اصل موضوع واگذاری سهام نقد شود که صد البته جای نقد دارد بهتر بود
منصفانه همه دیدگاه هائی که موضوع واگذاری را مطرح کرده اند نقد می شدند تا
شائبه سیاسی بودن قضیه حاکم نشود.
برای اطلاع خوانندگان یادآور می شود موضوع واگذاری سهام به
مردم برای اولین بار در دهه 1360 به کارفرمائی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن و
توسط تعدادی از کارشناسانی که آقای دکتر آنها را قبول دارد مورد تحقیق و تدوین
قرار گرفته اما چرا حالا دکتر مخالف شده الله اعلم!
و اما مالیات بر مجموع درآمد. آقای دکتر همانطوری که جامعه
حسابداران جز در قلمرو حساب و کتاب صحبت نمی کنند جنابعالی هم کمی تأمل کنید. از
سال 1345 تا 1381/1/1 که اصلاحیه قانون مالیاتی لازم الاجرا شد حتی یک نفر در این
مملکت اظهارنامه مجموع درآمد ارائه نداده بود. جل الخالق این چه ماده بی مصرف و
خاصیتی بوده که هیچگاه قابلیت اجرا پیدا نکرده و در صورت اجرا هم جز حقوق بگیران
کسی شامل نمی شد مگر حضرات واردکننده و آهن فروش مالیات مجموع درآمد داده اند که
شما نگران عدم اجرای ماده (129) قدیم هستید و یا نکند شما هم به صف هواداران اخذ
مالیات بیشتر از حقوق بگیران و جامعه کار و تولید پیوسته اید؟ بهرحال آقای دکتر
«دم خروس» از لابلای این گفتگوی سفارشی که شاید شما را هم به بازی گرفته باشند
بیرون زده و تأسف و تعجب از آن است که مشخص نیست دلسوزی جنابعالی برای توسعه و
اقتصاد کشورست یا منافع این یا آن گروه؟ اما در مورد ورود اقتصادناخوانده ها به
حریم اقتصادخوانده ها از آن هنگام که به صورت طنز موضوع کاندیداهای جایزه نوبل
شیمی به برخی اقتصادیون مطرح شد اقتصادخوانده ها هم تشویق به حضور در قلمرو
اقتصادخوانده ها شدند و بنظر نمی رسد در چنین میدان جایزهای، ورود افراد غیر
ممنوع باشد.
امروزه حداکثر 1400 نفر حسابدار رسمی که فقط 400 نفر آنها
در بخش خصوصی فعال هستند در موسسات حسابرسی اشتغال دارند (حدود 400 نفر در سازمان
حسابرسی، 350 نفر غیرشاغل و 250 نفر نیز شاغل انفرادی هستند). این تعداد حسابرس که
بسیاری از آنها بالای 20 سال تجربه و دانش دارند و سرآمد حرفه حسابداری در کشور
محسوب میشوند از یکطرف بدنه اصلی تدریس مراکز دانشگاهی را عهدهدارند و از طرف
دیگر بازار سرمایه، بازارهای مالی، بانکها و مجموعه های اقتصادی از خدمات آنها به
کمترین هزینه، منفعت می برند و مشخص نیست چرا این جامعه حرفهای که در هیچ گروه
و دستهای هم وارد نشده مورد عتاب آقای دکتر و برخی افراد دیگری قرار گرفته اند
که مجموعه فعالیت و خدمات آنها به کشور و توسعه و آبادانی درصد ناچیزی از خدمات
حسابرسان است؟
ما اعتقاد داریم که در نقد نقاط آسیب پذیر خود را می شناسیم
و درصدد استواری و برطرف کردن عیوب خود برخواهیم آمد زیرا نقد مقدمه تحول است اما
آقای دکتر گفتگوی جنابعالی نقد نبود بلکه نسیه بود.
در مصاحبه تلویزیونی و پاسخ آقای دکتر نیز مطرح شده که گویا
بسیاری از حسابداران رسمی شاگرد آقایان بوده اند! در واقع تا آنجا که حقیر در
جریان هستم اکثریت اعضای جامعه حسابداران رسمی فارغ التحصیل دهه پنجاه بوده اند
که بسیاری از آقایان در آن سالها خود به تحصیل اشتغال داشته اند بنابراین مرحمت
فرموده «ما را مس کنید از طلا گشتن پشیمان گشته ایم».
جناب پژویان ما به همه کسانی که دل در گرو توسعه کشور بدون
دغدغه به این یا آن جناح دارند و مواضع خود را به صراحت بیان دارند و سعی کنند از
این یا آن جلسه و تحقیق نان و آبی برای خود یا گروه خاصی فراهم نکنند احترام می گذاریم
و آنان را در خور شایستگی می دانیم اما چه بسا کسانی که در همین دو دهه لباس دوست
پوشیدند و کاری به سرمان آوردند که دشمن نکرد. البته انشاءا... اگر فرصتی شد
تاریخچه اصلاحیه، چگونگی حضور حسابداران، مذاکرات مجلس و پشت پرده های اصلاحیه را
نگارش خواهم کرد تا مشخص شود در این اصلاحیه چه اوقات گرانبها و چه هزینه سنگینی
به حسابداران تحمیل شد ولی آخر و عاقبت پرچم اصلاحیه را کسانی دیگر بدوش کشیدند.
انتقاد دیگر اینجانب به گردانندگان روزنامه شرق آن است که روزنامه های که بهرحال در این شرایط وانفسا مقالات و اخبار خوبی را می نویسد چرا باید در گرداب گفتگوی جهتدار بیفتد. بدیهی است که ما روزنامه بیخط و یا باخط همگانی نداریم و حتماً روزنامه شرق هم خط و خطوطی دارد اما چرا باید برای برخورد با سایر خط و خطوط ها از حسابداران رسمی مایه گذاشت و دیواری کوتاهتر از آنان پیدا نکرد. تیترنگاری و خبرنگاری باید در چارچوب رسالت مطبوعاتی و خبرنگاری باشد زیرا در شرایطی که ما اعضای جامعه حسابداران رسمی از طرف اغیار مورد هجوم واقع شده ایم فکر می کنیم این مقاله هم به سفارش آنها تهیه شده است.
آقای غلامحسین دوانی عضو شورای عالی جامعه حسابداران رسمی ایران
