بچه های با حال حسابداری پیام نور نجف آباد

رسم و رسوم نوروز به سبک قدیمی ترها



 
 
 
هفت سين


اون قديم ها، بعضی ها برای عید، سفره هفت سین پهن می کردند با ماهی و آینه، بعضی ها، ماهی را چه برای خوردن و چه برای سفره، بد شگون می دانستند؛ در برخی از نقاط ایران، کنار سفره هفت سین، سبزی خوردن و پنیر و نان هم می گذاشتند، در بعضی نقاط دیگر، همین هفت تا سین را هم به زور سر سفره جا می دادند؛ برخی از ایرانی ها، حتی سفره هفت شین پهن می کردند که یکی از شین هایش شراب بوده است ...

خلاصه هر جای ایران و هر گروهی از ایرانی ها، رسم و رسومی برای نوروز داشتند که برخی از این آداب، هنوز هم مرسوم است و بعضی دیگر، فراموش شده اند. بعضی از این رسوم هم ظاهرش حفظ شده، ولی به نظر قدیمی ها دیگر هیچ شباهتی به اصلش ندارد. شاید یکی از این رسم های به ظاهر ماندگار، دید و بازدید های نوروزی باشد.

به پیشواز نوروز

محمد، که تا کنون هفتاد نوروز را تجربه کرده، مهم ترین خاطره اش را از روزهای قبل از تحویل سال، تهیه لباس نو می داند: "وقتی ده سالم بود، پدرم سفارش کت و شلوار برایم داده بود. وقتی رفتیم لباس را تحویل بگیریم، خیاط گفت لباس حاضر نیست. من هم که دلم نمی خواست لباسهای سال قبل را باز هم بپوشم، تا نیمه های شب، جلوی مغازه خیاطی صبر کردم تا لباسم را تحویل بگیرم. آن شب، لباس های تازه ام را کنار رختخوابم گذاشتم تا خوابم ببرد."

معمولا ما شب عید هم آتش روشن می کردیم و از روی آن می پریدیم . همچنین در شب عید، چراغی روشن می کردیم که تا صبح روز عید می سوخت.
 
مهری، پنجاه و پنج ساله - همدان

اما مهم ترین واقعه قبل از نوروز، مراسم آخرین چهارشنبه سال است. محمد درباره مراسم این روز در بندر ماهشهر می گوید:"شب های چهار شنبه سوری، کنار ساحل آتش درست می کردیم و دور آن حلقه می زدیم و تا نصف شب ساز می زدیم و می رقصیدیم و از روی آتش می پریدیم."

اقدس هم مراسم قاشق زنی را به عنوان برنامه مهم کرمانشاهی ها قبل از تحویل سال تعریف می کند:" وقتی دختر بچه بودیم، چادر سر می کردیم و صورت خودمان را می پوشاندیم و می رفتیم در کوچه ها قاشق زنی. اهالی خانه های هر کوچه هم، داخل ظرفمان چیزی می گذاشتند که بیشتر هم یک مشت آجیل چهار شنبه سوری بود. بعد هم ما فال گوش پشت در خانه هایشان می ایستادیم و نیت می کردیم و وقتی کسی حرفی می زد، اولین جمله اش، جواب نیت ما می شد."

مهری از ۵۵ سال پیش در همدان یادش می آید که شب های عید هم مثل چهارشنبه سوری، آتش روشن می کردند و از روی آن می پریدند:"معمولا ما شب عید هم آتش روشن می کردیم و از روی آن می پریدیم . همچنین در شب عید، چراغی روشن می کردیم که تا صبح روز عید می سوخت."

"در چهارشنبه سوری یک کوزه پر از پول خرد می کردیم ، بعدا هم از آب پرش می کردیم. وقتی آتش خاموش می شد، خاکستر آن را سر کوچه می ریختیم و کوزه را روی آن می شکستیم. این، صدقه سال جدید بود. صبح روز بعد، هر کسی پولها را پیدا می کرد، آن ها را بر می داشت." این ها را اختر، زن ۶۴ ساله اراکی می گوید.

نوروز و سفره های هفت سین

ماهی قرمز
ما رسم نداشتیم ماهی در سفره بگذاریم، بعضی از ما کرمانشاهی ها، اعتقاد داشتیم ماهی برایمان شگون ندارد. حتی شب عید هم ماهی درست نمی کردیم و هنوز هم این کار را نمی کنیم
 
اقدس، شصت و چند ساله - کرمانشاه

"سفره هفت سین ما سبزی خوردن داشت با نون و پنیر، ماست، روغن و هفت تا سین که در سفره می گذاشتیم. آینه و شمعدان هم سر سفره هفت سین داشتیم. به تعداد اعضای خانواده هم شمع روشن می کردیم." اقدس، تاکید می کند که آنچه می گوید، رسم همه کرمانشاهی ها نیست.

او که از نوروز ۶۰ سال پیش ولایتش تعریف می کند، درباره ماهی سر سفره می گوید:"ما رسم نداشتیم ماهی در سفره بگذاریم ، بعضی از ما کرمانشاهی ها، اعتقاد داشتیم ماهی برایمان شگون ندارد. حتی شب عید هم ماهی درست نمی کردیم و هنوز هم این کار را نمی کنیم."

یگان دخت، زن ۵۷ ساله تبریزی هم از موادی که سر سفره هفت سین می گذارند می گوید، موادی غیر از هفت سین مرسوم:" بعضی از ترکها در سفره هفت سین انواع حبوبات، مثل عدس، لپه، لوبیا و برنج می گذارند و می گویند برکت می آورد."

اما برای بعضی از خانواده ها، سفره هفت سین، چندان هم مهم نبوده است. صدیقه، از سفره های پر از تنقلات و خوراکی می گوید که در خانه پدری اش در مشهد و در روزهای اول سال پهن می کردند، اما از سفره هفت سین یادی نمی کند:" ایام نوروز که میهمانان به عید دیدنی می آمدند، دور سفره ای می نشستند که پر بود از انواع خوراکی.»

بعضی از ترکها در سفره هفت سین انواع حبوبات، مثل عدس، لپه، لوبیا و برنج می گذارند و می گویند برکت می آورد
 
یگان دخت، پنجاه و هفت ساله - تبریز

به گفته او مشهدی ها سرسفره از انواع و اقسام شیرینی هایی که خودشان برای عید می پختند، می چیدند و به میهمان ها تعارف می کردند.

ایرانی هایی هم هستند که هنوز رسم ایرانیان باستان را حفظ کرده اند و به جای هفت سین، هفت شین در سفره هایشان می گذارند. طاهره، که به واسطه خانواده شوهرش با کرمانی ها نشست و برخاست داشته، رسم زرتشتی های کرمان را به یاد می آورد که حدود چهل سال پیش، شراب بر سر سفره هفت شین خود می چیدند.

خوراکی های نوروزی

خیلی از ایرانی ها، هنوز هم به خوردن ماهی در شب سال تحویل اعتقاد دارند. حتی اگر مانند برخی از اراکی ها، تهیه ماهی با مشقت همراه بود.

اختر تعریف می کند:" شام شب عید حتما سبزی پلو بود حالا یا با ماهی که سفارش باید می دادی تا برایت بیاورند، ولی اگر خرید ماهی تازه امکان پذیر نمی شد، ماهی دودی می خوردیم. کسانی که توانایی مالی نداشتند، سبزی پلو را با مرغ می خوردند ."

آجیل

اما در برخی از نقاط، مانند ماهشهر، که هر شب و هر روز ماهی می خورند، برای عید، غذای دیگری می پزند. خدیجه خانم، از اهالی جنوب ایران، در این باره می گوید:" غذای شب عیدمان دیگر، ماهی نبود. آن شب، مرغ شکم پر می خوردیم."

بعضی از کرمانشاهی ها حتی ماهی را بد شگون می دانستند و به جای آن، غذای دیگری را برای شب های سال نو انتخاب می کردند:" غذای شب عید ما خورش قورمه سبزی است؛ شاید دلیل انتخاب این غذا، رنگ آن بوده است که به رنگ سبزی و بهار است. اکثر ایرانی ها هم سبزی پلو ماهی یا کوکوی سبزی درست می کنند که آن هم سبز رنگ است."

رشته پلو یا آش رشته هم در شب های سال نو طرفدارانی دارد. عده ای مصرف این غذا ها را به رشته کار و در دست گرفتنش نسبت می دهند و عده ای دیگر برای از دست نرفتن رشته امور آن ها را درست می کنند.

خاطرات مهری از همدان، اعتقادات گروهی از ایرانیان قدیم را نشان می دهد که هنوز هم در رسم و رسومات نوروزی دیده می شود:"شب عید، رشته پلو با قیمه می خوردیم؛ چون از طرفی قیمه غذای مجلسی ما بود و از طرف دیگر معتقدیم که رشته پلو، برکت دارد و رشته زندگی از دستمان نمی رود و کسی در سال جدید بیکار نمی ماند."

کرمانی ها هم به قول طاهره، "سال نو را با پختن آش رشته و خوردن آن سرسفره هفت سین بعد از تحویل سال آغاز می کردند. آنها آش رشته را به نیت زیاد شدن رشته موفقیت، محبت خانواده و افزایش رشته کار در سال جدید می خوردند. خانم ها نیت می کردند که رشته کار شوهرانشان در سال جدید گره نخورد و کارهایشان جور دربیاید."

تعداد کمی از خانواده های مشهد بودند که از بیرون شیرینی می خریدند. خود ما، سه چهار روز را مشغول پخت انواع باقلوا، قطاب، سوهان عسلی و شیرینی های دیگر بودیم
 
صدیقه - مشهد

اما خوراکی های نوروزی، تنها به خوردن غذا در روز سال تحویل محدود نمی شود. انواع شیرینی ها، بخش مهمی از پذیرایی روزهای تعطیل سال نوست. این سال ها، اغلب ایرانی ها، به سفارش شیرینی نوروزی به شیرینی فروشی ها مشغول اند. اما عید نوروز ۴۰، ۵۰ سال پیش، مردم چه می کردند؟

صدیقه از شیرینی هایی که مشهدی ها خودشان می پختند، می گوید:" تعداد کمی از خانواده های مشهد بودند که از بیرون شیرینی می خریدند. خود ما، سه چهار روز را مشغول پخت انواع باقلوا، قطاب، سوهان عسلی و شیرینی های دیگر بودیم. شرینی هایمان هم پر از هل، گلاب و زعفران بود؛ شیرینی های خوشمزه ای که با روغن حیوانی پخته می شد و هنوز مزه اش زیر زبانم است."

در ماهشهر هم همین وضع حاکم بوده، خدیجه تعریف می کند:" ما دو نوع شیرینی محلی درست می کردیم به اسم کوکال و قراپیچ. کوکال یک نوع بیسکویت قطور و سفت بود که از آرد گندم، آرد برنج، روغن حیوانی، شکر، گلاب و زعفران درست می شد. شیرینی قراپیچ هم یک نوع نان خیلی نازک بود که چند لایه می شد و وسطش دارچین ، شکر و مغز گردو می گذاشتند."

شیرینی نوروزی
ما دو نوع شیرینی محلی درست می کردیم به اسم کوکال و قراپیچ. کوکال یک نوع بیسکویت قطور و سفت بود از آرد و روغن حیوانی و گلاب و ... قراپیچ هم یک نوع نان خیلی نازک بود که چند لایه می شد و وسطش دارچین، شکر و مغز گردو می گذاشتند.
 
خدیجه - ماهشهر

بعضی ها هم مثل کرمانشاهی ها، علاوه بر شیرینی های مخصوص عید، برای روزهای مختلف سال مثل سیزده به در هم غذاهای خاص داشتند:" سیزده بدر ، غذای سنتی ما کوفته است. کوفته های بزرگی که حتی پای مرغ هم در آن جا می گرفت و داخل آن را با آلو، زرشک، خرما و گردو پر می کردند و معمولا سه نفر آن را با هم می خوردند."

اقدس همچنین از شیرینی هایی که برای عید می پختند می گوید:"شیرینی عیدمان نان پنجره ای (خاتون پنجره ای) بود. از وقتی هم ازدواج کردم، به اصفهان رفتم. در آنجا، مردم خودشان سمنو درست می کردند و بین همسایه ها پخش می کردند. از آن سال، سمنو پختن را یاد گرفتم و هنوز هم هر سال خودم سمنو می پزم ."

در همدان به قول مهری:" برای صبحانه در روز عید، نان کاک می پختند که گرد و پهن بود و روی آن زعفران می زدند و در تنورهای کاه گلی می گذاشتند. نان دیگری داشتند به اسم شیر مال که شیرین بود و آن را با تخم مرغ رنگی به بچه ها عیدی می دادند."

رسم و رسومات نوروزی

مادر بزرگ های ما می گفتند اگر یک ظرف را پشت سر دختر دم بخت، بشکنی، آن دختر همان سال ازدواج می کند و سراغ زندگی خودش می رود.

مراسم چهارشنبه سوری، سفره هفت سین یا هفت شین و برنامه های غذایی، بخشی از مراسمی بوده که در روزهای سال نو یا قبل از آن، اجرا می شده اند. بخشی از برنامه های نوروزی، که مدتی است دیگر به اجرا در نمی آیند، ریشه در اعتقادات خاص افراد در آن زمان داشته اند.

حاجی فیروز

دید و بازدید هم از دیگر برنامه هایی بوده که هنوز هم جزو جدایی ناپذیر نوروز تلقی می شود:"بعد از سال تحویل هم تا روز دوازدهم دید و بازدید داشتیم و از بزرگترها، پنج قرانی، یک تومانی عیدی می گرفتیم."

یگان دخت تعریف می کند که چگونه نان روغنی و عیدی برای اقوامشان می فرستادند:" روی نان روغنی و عیدی که می خواستیم برای اقواممان بفرستیم، شال یا چادری قرمز می کشیدیم و دختر خانه، آن را برایشان می برد. بچه ها هم در کوچه فانوس روشن می کردند تا راه روشن شود. کسی هم که عیدی را می برد، تخم مرغ رنگی یا مویز و جوراب می گرفت. "

یگان دخت همچنین از مراسم دید و بازدید نوروزی تعریف می کند:"روز عید کوچکتر ها صبح زود به دیدن بزرگتر ها می رفتند و معمولا آن قدر تند تند عید دیدنی می رفتند که در یک روز، تمام باز دید هایشان، انجام می شد."

مهری از رسم همدانی ها در روز و شب سال تحویل می گوید:"قبل از غروب آفتاب اولین روز سال، برای تازه عروسها و عمه های خانواده، عیدی می بردیم که شامل قواره چادری یا پارچه بود و یک کاسه گردو و تخم رنگی که روی آن را با پارچه قرمز ریشه دار می پوشاندند، همراهش می کردیم."

وقتی من خیلی بچه بودم، پدرم برای لحظه سال تحویل، از زیر سنگهای باغچه، خر خاکی پیدا می کرد و در دستش می گرفت و می گفت چون حرکت می کند، زندگی در سال جدید را به حرکت در می آورد
 
اختر، شصت و چهار ساله

اختر که الان ۶۴ سال سن دارد، از کودکی هایش و عقاید پدرش می گوید:" وقتی من خیلی بچه بودم، پدرم برای لحظه سال تحویل، از زیر سنگهای باغچه، خر خاکی پیدا می کرد و در دستش می گرفت و می گفت چون حرکت می کند، زندگی در سال جدید را به حرکت در می آورد."

رسوم سیزده بدر در میان تبریزی ها به گفته یگان دخت متفاوت بوده :" در آخر شب مردم با شمع یا پیه سوز های قدیمی لب رودخانه می رفتند و درد دل و بدی ها را به آب می گفتند که آنها را با خود ببرد و بشوید. شام هم یا شیر برنج می پختند یا کالا جوش."

مهم ترین رسم مشهدی ها که هنوز هم به قول صدیقه پابرجاست، زیارت حرم امام رضاست.

این روزها، خیابان ها پر است از سبزه های آماده، سفره های هفت سین کوچک و چیده شده و تخم مرغ های رنگ شده. بسیاری از خانواده ها، دیگر حتی سفره های هفت سین شان را هم خودشان محیا نمی کنند. نام بسیاری از آداب قدیمی ایرانیان، از فهرست اسامی مورد استفاده افراد در نوروزها حذف شده، اما نوروز، همچنان در میان ایرانیان جای ویژه ای دارد.


نقل از BBC

   + بچه های باحال ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()