هزینه یابی بر مبنای فعالیت


واژه های کلیدی

هزینه یابی سنتی، هزینه یابی بر مبنای فعالیت، هزینه محصول، مراکز هزینه

 

رقابت بین المللی، شرکتهای صنعتی در کشورهای مختلف را وادار کرده است که در سیستمهای تولید خویش بازنگری کنند.اتکای صرف به روش ها و تکنیکهای سنتی حسابداری صنعتی دیگر نمی تواند نیازهای صنعت امروزی را بر آورده کند.سیستم های حسابداری صنعتی باید بیش از گذشته بر برآوردها و پیش بینی ها تمرکز داشته باشد،زیرا فرآیند تصمیم گیری اساسا" بر واکنش سریع استوار است و این موضوع با انتظار کشیدن برای دستیابی به اطلاعات واقعی هزینه ها،منافات دارد.مدیریت و هزینه یابی بر مبنای فعالیت،یک سیستم اطلاعاتی و هزینه یابی است که در دهه ی 1980 معرفی شد تا برخی از محدودیت های حسابداری صنعتی را پوشش و سودمندی سیستم حسابداری را جهت راهبرد های تصمیم گیری افزایش دهد.

از جمله دلایل توجه جدی به این سیستم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-تغیرات نوینی که در دنیا به ویژه در ژاپن جهت معرفی مکانیزم های تولیدی جدید رخ داد.

2-تغییر تفکرات مدیران.

3-تلاش های افرادی همچون Kaplan  در تشریح فضای جدید تولید و نقش های گوناگون تکنولوژی و معرفی سیستم هرینه یابی بر مبنای فعالیت

هزینه یابی مبتنی بر فعالیت از این باور سرچشمه می گیرد که محصولات یا خدمات  فعالیت ها را مصرف می کنند و فعالیت ها منابع را در این روش هزینه ها به فعالیت ها تخصیص می یابند و سپس هزینه های تخصیص یافته به فعالیت ها، بر مبنای استفاده هر یک از محصولات از فعالیت ها،به محصولات تخصیص داده می شوند. در واقع،هزینه یابی مبتنی بر فعالیت، شیوه ای است که بر اساس آن،هزینه محصول به عنوان جمع هرینه فعالیت هایی که به خاطر ساخت آن محصول انجام  می شود، به دست می آید.

روش هزینه یابی مبتنی بر فعالیت طرح ریزی هزینه ها با تاکید بر فرآیند مستمر بهسازی است.در این روش،شناسایی فعالیت های ارزشمند از یک سو و شناسایی فعالیت های بی ارزش از سوی دیگر،تشویق می شود و برای حذف فعالیتهای بی ارزش و عبث کوشش به عمل می آید.بدین ترتیب،بکارگیری روش هزینه یابی مبتنی بر فعالیت می تواندبه کاهش هزینه ها از طریق حذف فعالیت های اضافی و غیر سودمند و یافتن راههای جدید و اقتصادی برای انجام فعالیت های با ارزش و اثر بخش،بیانجامد.کاهش در هزینه ها نیازمند تشریک مساعی مدیران، کارکنان توليد و فروش، حسابداران، مهندسان و سایر دست اندر کاران مربوط،به منظور بررسی کامل وشناخت فعالیت هایی است که یک محصول مصرف می کند.

برخی معتقد اند که هزینه یابی مبتنی بر فعالیت،تعمیم و گسترش تخصیص هزینه های سر بار است.یعنی،همانگونه که تخصیص سربار بین مراکز مختلف مسئولیت در یک شرکت تولیدی،در مقایسه با تلقی کلیت آن شرکت به عنوان یک مرکز مسئولیت و انتساب جمع سربار به آن،تفصیلی تر است،تخصیص سربار با استفاده از روش هزینه یابی مبتی بر فعالیت در مقایسه با تخصیص سربار بر حسب شناسایی مراکز مختلف مسئولیت،نیز  تفضیلی تر وگسترده تر است.بر عکس، هواداران روش هزینه یابی مبتنی بر فعالیت چنین استدلال می کنند که این روش، تنها گسترش تخصیص سنتی هزینه های دوایر و مراکز مختلف مسئولیت نیست بلکه،شیوه ای کاملا" نوین از مدیریت با تاکید بر فعالیت هاست. بکارگیری این روش باعث می شود توجه به فعالیت هایی جلب شود که گران هستند و باید به گونه ای اثر بخش انجام گیرد یا در غیر این صورت ،تغییر کنند.

این سیستم ،از لحاظ مفهومی ،رد یابی هزینه های مستقیم،نظیر موادمستقیم و دستمزد مستقیم را بهبود نمی بخشد،بلکه دقت در تخصیص هزینه های غیر مستقیم،بعنی هزینه های سربار را که مستقیما"قابل ردیابی با محصول نیست اما قابل ردیابی با  فعالیت هاست،افزایش می دهد.هزینه های سربار یا هزینه غیر مستقیم، قابل ردیابی با یک محصول نیستند و باید به محصول ها تخصیص داده شوند.

بکارگیری روش هزینه یابی مبتنی بر فعالیت،دقت در تخصیص هزینه ها و قابلیت اتکای نتایج به دست آمده را به منظور قضاوت وتصمیمگیری،افزایش می دهد.

می توان چنین نتیجه گیری کرد که روش هزینه یابی مبتنی بر فعالیت در مقایسه با سیستم های سنتی هزینه یابی، تحلیل تفضیلی تر از آنچه باعث وقوع هزینه ها می شود، فرآهم می آورد (در روش های سنتی هزینه یابی، جمع هزینه های گردآوری شده در مراکز مسئولیت به محصولات تولید شده در مرکز، تخصیص  می یابد و بدین ترتیب، بهای تمام شده ساخت هر واحد محصول تعیین می شود) اما در روش هزینه یابی مبتنی بر فعالیت،بهای تمام شده محصول در سه مرحله به شرح زیر محاسبه می شود:

1-شناسایی فعالیت هایی که منابع را مصرف کرده است.

2-تخصیص هزینه ها به هر یک از فعالیت ها از طریق محاسبه نرخ جذب سربار برای هر واحد محرک هزینه.(محرک هزینه عاملی است که باعث رخداد هزینه های یک فعالیت میشود)

3-تخصیص هزینه ها به محصولات از طریق ضرب کردن نرخ محرک هزینه در مقدار واحد های محرک هزینه که توسط محصول صرف شده است.

 

نکته کلیدی در هزینه یابی مبتنی بر فعالیت ها این است که هزینه های سربار تنها تابع حجم و مقدار نیست، بلکه به عوامل دیگری نظیر تنوع و پیچیدگی آن نیز بستگی دارد.

پس از استقرار هزینه یابی مبتنی بر فعالیت در برخی از واحد های تولیدی، مدیران این واحد ها متوجه شدند که گهگاه به محصولات با حجم تولید پایین در مقایسه با برخی از محصولات با حجم تولید بالاتر،لازم است سربار بیشتری تخصیص یابد.وجودعواملی نظیر پیچیدگی وتخصصی بودن تولید،نیاز به طراحی خاص،کوشش های مهندسی خاص وبازرسی و ویژگی های خاص برای محصولات ممکن است باعث شود که به این قبیل محصولات با وجود مقدار تولید پایین،هزینه سربار بالایی تخصیص یابد.

سیستم های سنتی هزینه یابی به این دلیل که نمی توانند هزینه های سربار فعالیت های  نا مربوط با حجم را رد یابی کنند واین موضوع مانع از کوشش های لازم برای کاهش هزینه ها شده است،مورد تردید واقع شده اند.

شرکت هایی که هزینه سربار بالا دارند،محصولات متنوع با ویژگی های گوناگون تولید می کنند وتولید محصولات آنها پیچیدگی های خاص دارد،به احتمال زیاد از بکارگیری سیستم هزینه یابی مبتنی بر فعالیت بیش از سایرین بهره مند می شوند.

جدول زیر تفاوت های سیستم ABC  را با سیستم های قدیمی (همچون سفارش کار و مرحله ای ) نشان می دهد(نمازی،1377و1378). سیستم هزینه یابی مبتنی بر فعالیت جانشین سیستم سفارش کار و هزینه یابی مرحله ای نشده بلکه به همراه هزینه یابی مرحله ای یا سفارش کار به کار گرفته می شود.

 


 

روش هاي سنّتي

روش ABC

1 - هدف اصلي آنها ارائه اطلاعاتي در زمينه سودآوري است.

هدف اصلي آن ارائه اطلاعاتــــــي در زمينه هاي سودآوري، رضايت مشتريان و رقابت در سطح بين المللي است.

2- براي جريان هاي توليدي ساده، استاندارد و معمولي بكار گرفته مي شوند.

براي جريانهاي توليدي ساده، پيچيــده و غير استاندارد كاربرد دارد.

3- بهاي تمام شده محصول را با استفاده از مواد اوليه مستقيم، كار مستقيم و سربار كارخانه محاسبه  مي كنند و رسماً اثرات تكنولوژي پيشرفته را منظور نمي‌كنند.

بهاي تمام شده را با استفاده از مواد اوليه مستقيم و سربار كارخانه (يا هزينه هاي تبديل) محاسبه مي كند و هزينه هاي مربوط به تكنولوژي، كنترل كيفيت و رقابت در سطح جهاني را در نظر مي گيرد.

4- بهاي تمام شده را براي يك دايره، محصول يا خدمت بدون توجه مستقيم به فعاليت هاي لازم جهت توليد و توزيع محاسبه مي كنند.

جهت محاسبه بهاي تمام شده، رابطه عليّت بيـــن فعاليت هاي لازم جهت توليد و توزيع محصول يا خدمت و ارزش اقتصادي منابع بكار گرفته شده را بطور مستقيم و با مبالغ كمّي ايجاد مي نمايد.

5 - داراي يك يا حداكثر چند مركز هزينه براي تخصيص هزينه ها در سطح شركت يا دايــــره مي‌باشند.

از مراكز هزينه هاي متعدد كه با توجه به ميــزان فعاليت ها تعيين مي گردند، استفاده مي كند.

6 - از يك مبنا (معمولاً هزينه كار مستقيم يا ساعات كار ماشين آلات) يا حداكثر چند مبنا جهت تقسيم هزينه هاي سربار كارخانه استفـــــــاده مي كنند.

از مبناهاي مناسبي براي هر مركز فعاليت هزينه استفاده  مي كند و داراي مبناهـاي چند گانه است.

7 - از مبنا(ها)ي تقسيم سرباري استفاده مي كنند كه الزاماً براساس روابط علّت و معلول تمام اقلام سربار سازمان نيستند.

براي هر فعاليت، صرفاً براساس روابط علت و معلول، مبناي مقتضي تسهيم سربار كارخانه را تعيين و مورد استفاده قــرار مي دهد.

8 - اكثراً از مبناهاي مالي جهت تقسيم هزينه هاي سربار استفاده مي كنند.

از مبناهاي مالي و غيرمالي جهت تقسيم هزينه هاي سربار بهره مي گيرد.

9 - هزينه ها را به دو گروه "هزينه هاي محصول" و "هزينه هاي دوره اي" تقسيم مي كنند. همچنيــــن هزينه هاي ثابت را از هزينه هاي متغير متمايـز مي‌سازند.

كليه هزينه ها را "هزينه هاي محصول" تلقي مي كند و با توجه به ديد بلند مدت، كليّه هزينه ها را "متغير" در نظر مي گيرد.

10- مي توانند براي تصميم گيري مديــــران گمراه كننده باشند.

اتخاذ تصميم گيري هاي صحيح و مناسب را با استفاده از اطلاعات سيستم حسابداري مديريت ممكن مي سازد.

11- جهت برنامه ريزي و كنترل مديران چندان مناسب و دقيق نيستند.

 

براي برنامه ريزي و كنترل بسيار مناسب است و اطلاعات دقيق را در اين زمينه فراهم مي سازد.

 


 

با وجودی که سیستم هزینه یابی مبتنی بر فعالیت به عنوان یک سیستم هزینه یابی ژاپنی معرفی شده است اما در ژاپن کاربرد چندانی ندارد و مشاوران مالی امریکایی و انگلیسی آن را به عنوان یک سیستم موفق که باید جهت رقابت با واحد های رقیب ژاپنی به کار گرفته شود تجویز کرده اند.

یکی از عوامل مهمی که می تواند باعث موفقیت یا شکست سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت گردد فرهنگ مدیران و باور آنها نسبت به اهمیت و کارایی

 

سیستم است و فرهنگ مدیران میتواند مبتنی بر موارد ذیل باشد:

1- میزان آمادگی و تمایل مدیریت به استفاده از روش ها و تکنیک های نوین مالی.

2- مبلغ هزینه ها ومنافع مورد انتظار ناشی از به  کار گیری سیستم.

3- حجم تنوع محصولات و اندازه شرکت.

4- نوع سبک مدیریت.

یکی از فایده های مهم سیستم این است که  می­­تواند جهت ارزیابی عملکرد مدیران سازمان به کار گرفته شود.

 


نتیجه گیری:

 سیستم هزینه یابی مبتنی بر فعالیت پدیده نوینی است که تفکر هزینه یابی سنتی را به شدت دگرگون ساخته است. این سیستم دارای مزیت‌های زیادی است

 

 

 

1- بهبود سیستم هزینه یابی و تخصیص هزینه های شرکت به طور مطلوبتر

/ 1 نظر / 29 بازدید
متهم

سلام وبلاگ قشنگي داري. اميدوارم موفق باشي خوش بحالت، نه بخاطر قشنگي وبلاگت خوش بحالت، نه بخاطر زنده بودنت خوش بحالت، بخاطر آزاد بودنت بدا بحالم، چون فقط تا چند روز ديگه آزادم! اميدوارم که تو اين مدت کمي که مي تونم به وبلاگم سر بزنم، شما رو هم ببينم. در ضمن خوشحال مي شم که با هم تبادل لينک کنيم به اميد ديدار، اي انسان آزاد