آیا تبدیل ریال به تومان پول ملی را تقویت می‌كند؟


موضوع تبدیل ریال به تومان چند روزی است كه در روزنامه‌ها و در بین نمایندگان محترم مجلس مطرح است.
سوال اینجا است كه آیا تبدیل ریال به تومان موجب تقویت پول ملی می‌گردد؟ دانش اقتصاد می‌گوید آنچه پول ملی هر كشوری را تقویت می‌كند قدرت تولیدی آن كشور و مقبولیت آن پول برای پس‌انداز و حفظ و نگهداری است. پول قوی پولی است كه هر آن با آن بتوان كالا و خدمت خرید و یا آن را وسیله‌ای برای پس‌انداز دانست. به عبارت دیگر پولی قوی است كه در بازار جهانی برای آن تقاضا باشد و در داخل نیز با كاهش مستمر قدرت خرید همراه نباشد. مساله آن است كه در اثر تورم شدید، ریال ایران قدرت خرید خود را از دست داده است.
وقتی قدرت خرید پولی كاهش می‌یابد هزینه آن برای بانك مركزی و جامعه شدیدا افزایش می‌یابد. بانك مركزی برای تامین نیاز جامعه مجبور به چاپ حجم زیادی از اسكناس می‌شود و صاحبان كسب و كار نه تنها مجبورند اعداد بزرگی را در دفاتر خود ثبت كنند و یا در رایانه‌های خویش وارد نمایند كه خود هزینه دفتری و حتی امكان اشتباه را بالا می‌برد، بلكه بر مصرف كاغذ و دیگر هزینه‌ها نیز می‌افزاید.
لذا تورم و كاهش قدرت خرید پول صرفنظر از زیان‌های شدید اقتصادی و گسترش فساد و تنزل اخلاق جامعه هزینه زیادی را به خود بانك مركزی و بنگاه‌ها تحمیل می‌كند. برای رفع مشكل، راه‌حل تبدیل ریال به تومان نیست چون ضریب كاهش قدرت خرید ریال طی ۵۰ سال گذشته در ایران عدد چهار یا پنج رقمی است. راه‌حل اساسی حفظ ریال و برداشتن چندین صفر از جلو آن و معرفی ریالی جدید است. روشی كه تركیه چند سال پیش به كار گرفت و بعد از جنگ جهانی دوم نیز تعدادی از كشورهای اروپایی با معرفی پول جدید و حفظ نام پول موجود از همین روش استفاده كردند.
معرفی چنین ریالی هم از لحاظ جرح و تعدیل‌های دفاتر و هم از نظر سهولت درك آن توسط مردم به مراتب مفیدتر از تبدیل ریال به تومان و در واقع برداشتن یك صفر از جلو اسكناس و تغییر نام پول است كه با واقعیت اقتصاد كشور نیز همخوانی ندارد.
باید در اصلاح پولی روشی را اعمال نمود كه با كمترین هزینه همراه بوده و درك آن نیز برای جامعه ساده باشد. ضمنا سكه‌های رایج نیز بدون آنكه نیاز باشد دستگاه‌های مصرف كننده (نظیر تلفن‌های عمومی سكه‌ای، پاركومترها و ماشین‌های اتوماتیك) جمع‌آوری و بی فایده شوند، قابل استفاده گردند و جامعه با كمترین مشكل و زیان مواجه گردد.

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

بابا اينجا کسی نيست جز من؟؟! پس کجان اين بچه های با حال؟!!!!

ديگه حتي نمي دونم وقتي يادت ميفتم و قلم تا حد انفجار فشرده ميشه چه آرزويي بكنم واسه آدمي مثل خودم! تنها آرزويي كه برام مونده مرگه!

نگاه کن تا برایت شعر بنويسم و گهگاهي دو خط شعري که گوياي همه چيز است و خود ناچيز

به او گفتم غمگين ترين ترانه را برايم بخوان چشمهايش را بست و آرام گريست...گريست...گريست

و از اندوه باران چه می دانی؟ آنگاه که بارید و بارید و بارید و... آری! باران می بارید ولی نه از آن ما شرشرش آرامش داد ، غرور داد ولی نه برای ما سبز کرد ، طراوت داد و رویاند اما افسوس که ما را ندید ما کویریم و تنها آرزوی بوی نم آن را داریم و آنها رود هستند و دریا ولی سیلابش را دارند آری! تردید ندارم که باران می بارید! ابر را در دوردست ها دیدم! رعدش را شنیدم ولی برقش را ندیدم! ... و افسوس که این روزها صدای رعدی هم به گوش نمی رسد... افسوس...

وای باران باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما.... چه کسی نقش ترا خواهد شست

مثه اينکه وبلاگ شما هم مثه اين مملکت شير تو شيره بعضی ها اينجارو با دفتر خاطرات اشتباه گرفتن بيخيال تبديل ريال به تومان کار درستيه بهتره تو کار ديگرون اينقدر دخالت نکنيد

اميد

سلام من هنوزم مالب ولاگتان ا تعقیب می کنم مطلب جالی تو این پست گذاشتین لطفا مفصلترش کنین تشکر

مريم

اينجا ميتئنه دفتر خاطراتم باشه! چرا که نه!در صورت صلاح دید نویسنده !! شما چرا تو کاری که بههنون مربط نيست دخالت ميکنين!!!!

مريم

راستی تا يادم نرفته اونا کار من بود!!!